ويژگی های تشکيلات مورد اعتقادی ما

                                                                        مارس 2007

 

 از تجربيات و شناختی  که در  قرن گذشته در مورد حرکت های تشکيلاتی و عملکرد احزاب و سازمان های سياسی چه در ايران و چه در کشورهای ديگر  کسب شده است ، در بين اعضای سوسياليست های مسلمان نظرات مشترک و متفاوتی را به وجود آورده است  که در مجموعه ای بنام  "ويژگی های تشکيلات مورد اعتقادی ما "  اين نظرات متعدد درج می گردد تا خوانندگان و يا بازديد کنندگان از سايت بتوانند در جريان تک تک اين نظرات واقع شوند.  اما مقاله حاضر چکيده ای از نظرات و مواضع مشترک  در مورد تشکيلات است که اينک از نظرتان می گذرد.

 

1- تشکيلات شورايی يک ضرورت است ،  تجربيات تلخی که از روند فعاليت های جمعی تشکيلات های مبتنی بر سانتراليسم دموکراتيک وجود دارد، اعم از زايل شدن دموکراسی در درون تشکيلات، يکطرفه شدن روابط تشکيلاتی ، مشخصا از طرف مرکزيت به سمت اعضاء و هوادران،  تقدس يافتن رهبری که  خصوصا در سازمان های سياسی به وضوح آشکار است، گسترش روابط غير توحيدی و شرک آلود  و تلاش های شرک آلود برای نزديک شدن به رهبری، مادام العمر شدن رهبری، و تبديل شدن اش به يک بزرگ قبيله تا يک هماهنگ کننده  يک حرکت جمعی ، سازشکاری  و حرکت بر خلاف مصالح جمعی توسط رهبران و اتخاذ مواضعی که اعضاء و هواداران را مجبور به انجام اعمالی می کند که در فکر و انديشه بدان اعتقادی ندارد، و نتيجتا به شکت انجاميدن  حرکت های جمعی و استيصال و بن بست و عقب ماندگی اجتماعاتی که حقيقتا به رهائی و نجات نياز دارند ، به ما اين امر را به اثبات رسانده است که تشکيلات شورايی يک ضرورت  مسلم و انکار ناپذير است.

2-                       ما به تشکيلات شورائی اعتقاد داريم. بر مبنای استنادات مسلم و فراوانی که از منبع مورد اعتقادی اصلی مان يعنی قران  و سنت و عملکرد  رسول اکرم (حضرت محمد) داريم  معتقديم که فقها و متشرعينی که همدست و هم پيمان حاکمان و قدرتمداران و جباران بوده اند تلاش کرده اند با استناد به کتب و نوشته های خارج از قرآن و توهمات  ومنافع شخصی و گروهی ، در مراحل و زمان های  مختلف، شيوه حکومتی  خلافتی،  فردی، استبدادی ، سلطنتی، و فقاهتی را توجيه کنند ، در حاليکه   اگر از اشارات مستقيمی که قرآن  در آياتی همچون آيه 38 سوره شورا  مستقيما به شورايی کردن امورات اجتماعی دلالت می کند بگذريم و تنها به اين امر تکيه کنيم که:  قرآن و به تعبير ديگر خداوند هر فرد انسانی را مستقيما مسئول تمامی اعمال و  روابط ، و  خودش می داند و در اين مورد هيچ واسطه ای را نمی پذيرد . می توان اعلام کرد که روابط شورائی، نزديکترين ، سازگار ترين و عالی ترين فورم حرکت جمعی است که می توان آن را  با روح  پيام قرآن و مسئوليت پذيری انسان تطبيق کرد. در اين مورد می توان به آيات زير نيز رجوع کرد: سوره اسراء آيات 13و 14 ، 31، 36، 71،- سوره کهف آيه 49- سوره بقره آيه 120

            سوره اعراف آيه 3- سوره قصه آيه 5- سوره انبياء آيه 105- سوره شورا آيه 15- سوره شورا آيه 30

            سوره شورا آيه 31 - سوره شورا آيه 38  - سوره نساء آيه 135-

 

3-                    تشکيلات شورايی به اين مفهوم است که: در حرکت جمعی،  اولا اراده و نظر و فکر و انديشه همه افراد دخيل است.  شورايی بنام شورای رهبری وجود دارد که قدرتش را از اراده تک تک افراد می گيرد و از  طريق مکانيزمی کاملا دموکراتيک  و به طور مستقيم توسط آنها نيز انتخاب می شود و در مقابل آنا نيز پاسخگوست. ثانيا مکانيزم شورايی در تمامی اندام تشکيلات و در همه بخش های مختلف فعاليت وجود دارد. دموکراسی مستقيم  از پايه ای ترين و کوچکترين قسمت ها گرفته تا ارگان های سراسری مداوما  اعمال و تمرين می شود تا به يک فرهنگ عمومی در درون تشکيلات تبديل شود  و سپس در درون جامعه تبليغ گردد. اينکه تصميم گيری شورايی خطايش از تصميمات فردی بسيار کمتر است، و اينکه در تصميم گيری شورايی انسان ها بيشتر خودرا دخيل در حرکت احساس می کنند ، در پراتيک دموکراسی شورايی  عينی تر و آشکار تر می شود. و علاوه بر اينها بستری مناسب برای خودسازی، برای تحمل نظرات مخالف، برای تن دادن به نظرات  اکثريت  با حفظ حقوق اقليت فراهم می شود و اين چنين انسان های حقيقتا سوسياليست و دموکرات تربيت می شوند و پرورش می يابند

 

4-                    زمينه ساز تشکيلات شورايی اين است که انسان های درون آن تشکيلات بتوانند صاحب رای و نظر باشند، بتوانند مداوما تفکر نموده و در ارائه راه حل ها و پيشنهادات  پويا عمل کنند ،در تشکيلات شورايی  چنين نيست که عده ای فکر بکنند و موضع بگيرند تا بقيه عمل کنند. درست است که تخصص ها  و استعداد ها به مثابه فاکنوری عمل می کنند اما فلسفه کل حرکت ، مواضع و منزل هايی که انتخاب می کند امری است که  به همه مربوط است و همه  بايد به آن ها اشراف داشته باشند. و چنين   زمينه ای به وجود نمی آيد مگر اينکه افراد مداوما  بخشی از اوقات شان را در کلاس های آموزشی، کلاس های بحث وتبادل نظر،جلسات اتخاذ موضع سياسی، اعتقادی ، سمينار های علمی و پژوهشی بگذرانند. تا بتوانند خود مستقلا بيانديشند، نظر بدهند، موضع بگيرند. در چنين پروسه ای است که تشکيلاتی مبتنی بر فکر و مبتنی بر مسئوليت به وجود می آيد و تشکيلات به بستری برای رشد و باروری انسان ها تبديل می شود. از اين نظر " آموزش" رکن اصلی تشکيلات شورايی است ، امری که هرگز تعطيل بردار نيست. عمومی کردن آموزش، کار فکری به موازات کار عملی ، موجب پويايی  و شکوفايی  استعداد ها در عرصه فکر و انديشه نيز  می شود، امری که اساس و پايه بيداری، آگاهی، رشد و ترقی است.

5-                     در تشکيلات  شورايی مورد اعتقاد ما انسان اصالت دارد نه کار ، از همين رو است که يک اصل مورد توجه قرار می گيرد و آن هم  تقدم " مسئوليت " بر وظيفه است. انسان ها وارد تشکيلات نمی شوند که تنها عامل اجرای  اوامر کسان ديگر شوند ، انسان ها با  درک و احساس و فهم تضاد ها و نا هنجاری هايی که در جامعه وجود دارد و موانعی که در مقابل رشد انسان و اجتماع وجود دارد  وارد يک حرکت جمعی می شوند تا با هم کاسه کردن نيرو هايشان و هماهنگ کردن  حرکت شان  راحت تر بتوانند در مقابل موانع عمل کنند. خميرمايه و موتور اصلی چنين اقدامی ، احساس مسئوليت است،  بر مبنای همين احساس مسئوليت است که عشق، فداکاری و از خودگذشتگی، دلسوزی ، و تلاش بيدريغ شبانه روزی ،  و  درهم آميختن مبارزه با زندگی ، شکل ميگيرد و جسم و روح و همه استعداد های انسان جهتی " خدايی"  يعنی جهتی در راه رهايی خلق ها می يابد . تشکيلات يک واحد اقتصادی و يا واحد نظامی نيست که در آن هر قسمتی وظيفه خودش را داشته باشند  و ارتباطی هم با چند و چون قسمت های ديگر نداشته باشد. بلکه يک " ترکيب انسانی " است که در آن همه به هدف واحد اشراف دارند  و همه می دانند که چرا  و چگونه عمل می کنند ، همه  به منازلی که طی می کنند اشراف دارند و به مواضعی که اتخاذ می کنند احاطه .  اين تلقی که : " رهبر و يا رهبران  در بالا مسائل را حل می کنند و ما فارغ بال و بدون دغدغه و بدون اينکه زحمت فکر کردن را به خود بدهيم به وظايف مان عمل می کنيم " موجب می شود که رهبری در تشکيلات فارغ بال و بدون پاسخ دادن به احدی وارد همه گونه زد و بند ها ، بگير و بستان ها شود و در نهايت به باتلاق خيانت به آرمان های انقلابی در غلتد. دراين رابطه  از   دو تا از گسترده ترين سازمان های سياسی در ايران مشخصا حزب توده و مجاهدين  می توان به عنوان نمونه  نام برد. تشکيلات بستری است که در دامن آن "مسئوليت فردی" در مسئوليت جمعی کاناليزه می شود و " و جوی باريک " رسالت فردی"  به رودخانه بزرگ " رسالت جمعی " می پيوندد . در چنين تشکيلاتی فرد و جمع در مقابل هم پاسخ گو هستند ، هم جمع حق و حقوق دارد و هم فرد ، نه حقوق فردی در مقابل جمعی زايل می شود و نه حقوق جمعی در  مقابل حق فرد. و در چنين تشکيلاتی است که انسان رشد می کند ، آبديده می شود، دموکرات می شود و  ارتباطی صحيح ، انسانی و عادلانه و مبتنی بر صداقت و امانت را با همفکران و هم پيمانان خودش  ايجاد می کند .

6-                    "احساس نياز به مبارزه جهت رهايی و رشد  و عشق به انسانيت و آرمان های انسانی، عشق به عدالت و رهايی عالی ترين" "سنخيت"  در تشکيلات  شورايی  مورد اعتقاد ما است ، سنخيتی که  نبود آن موجب می گردد تشکيلات در خدمت  ارضاء  تمايلات فردی در آيد و افراد با انگيزه ها و هدف ها ی متعدد وارد تشکيلات شوند. و موجب شکلگيری انحرافاتی همچون قدرت طلبی، انحصارطلبی، خودپرستی و اپورتونيسم شوند.  عشق موهبتی است که خصلت ها ی طبقاتی  و عقده ها و علقه های فردی در گرمای آن ذوب می شوند. بزرگترين بستر ايجاد کننده عشق نيز  صبر، مقاومت، فداکاری، مبارزه ، شکر، تحمل مخالف ، پذيرش انتقاد، دفاع از حق انسانی همنوع و... از ذهن به عين و از فکر به عمل تبديل شده و در روابط انسان جاری شود.

7-                    پذيرش اصل خرد جمعی: فرمان دهنده و هدايت کننده تشکيلات خرد جمعی است، امری که با دموکراسی مستقيم چه در درون تشکيلات و چه در جامعه هماهنگی دارد. وجدان جمعی، قضاوت جمعی ، خرد جمعی ، حساسيت جمعی، عمل جمعی، همه ترم هايی هستند که ما در تشکيلات شورايی و استوار بر دموکراسی مستقيم بيشتر با آن سر و کار داريم. تا بر قهرمان پروری، اسطوره سازی، تعريف و تمجيد از افراد. يقينا خرد جمعی در تشکيلاتی عميق تر است که افراد آن  آگاه تر، روشن تر باشند و بر جهان بينی پويا مسلح باشند و بتوانند محسوسات و نا محسوسات را تجزيه و تحليل نمايند، هم چشم برای ديدن شهود ( واقع بينی) و هم بصيرت برای ادراک غيب را داشته باشند . افرادی حقيقت جو، عدالت خواه ، حق طلب، دموکرات و عارف مسلک.  عميقا به اين نيز باور داريم که خرد جمعی ضعف ها  و خطا هايش به مراتب کمتر از خرد فردی است، اطلاعات  و تخصص ها در دنيای کنونی به قدری گسترده است که هيچ فردی به تنهايی قادر نيست که در همه عرصه ها صاحب نظر باشد، علاوه بر اين افراد به راحتی می توانند از جانب نيروهای استثمارگر و دشمنان خلق ها کاناليزه شده و متاثر شوند و در مسيری خلاف مصالح جمعی بيافتند، در حالی که چنين امری برای يک تشکيلات گسترده ناممکن است. دشمنان به راحتی می توانند با رهبران قدرت طلب و خودرای و ديکتاتور و ولايت مدار کنار بيايند تا هزاران کادر يک تشکيلات انقلابی. از همين رو است که غالبا تلاش می کنند که نقش افراد را برجسته نموده  و آن ها را به عنوان عنصر موثر در رسانه های عمومی طرح و تبليغ نمايند. گاها شده که با بوق و کرنا افراد گمنام و فاقد ويژه گی های برجسته را در صدر يک حرکت اجتماعی می نشانند تا آن حرکت را به انحراف بکشند. از همين رو ما هدايت تشکيلات را به دست خرد جمعی می سپاريم و تمام تلاش مان بر اين است که به مکانيزم هايی دست بيابيم که دستيابی به  خرد جمعی را در درون تشکيلات ما تسهيل نمايد. از طرف ديگر به اين امر نيز اعتقاد داريم: تشکيلاتی که عرفان يکی از رکن های اصلی آن است با تشکيلاتی که با خرد جمعی هدايت می شود هماهنگی بيشتری دارد، در تشکيلاتی که با خرد جمعی هدايت می شود، احساس مسئوليت جمعی، بيش از پيش تقويت شده و خوف و نگرانی افراد از انحراف تشکيلات بشدت کاهش پيدا می کند . علاوه بر اين هر فردی می تواند ادعا کند که در هدايت تشکيلات و رهبری آن نقش دارد و در مقابل عملی که انجام می دهد خود نيز مسئول است.

8-                    نظم و هماهنگی در تشکيلات شورايی: حرکت جمعی مکانيزم هايی دارد که نظم ويژگی اجتناب ناپذير آن است. عملی جمعی که بر نظم استتوار باشد، فورمی از يک کار جمعی است که در آن نيرويی مشخص، در زمانی تعيين شده، کاری مشخص و از پيش تعيين شده را مطابق طرح و برنامه ای که وجود داشته با حداقل اصطکاک و اتلاف انرژی به انجام می رسانند. انجام چنين فورمی از کار جمعی مستلزم، " تقسيم مسئوليت " ، " زمانبندی "  و " هماهنگی نيرو ها" است . هر نيرويی مسئوليت دارد که بخشی از کار که به وی محول شده  در زمانی که تعيين شده و با کيفيتی که در نظر بوده به انجام برساند . تاخير و يا حتی تسريع در اين روند ممکن است به طرح کلی خسارت بزند ، اين عمل به خصوص در فعاليت هايی که در جوامع استبداد زده صورت می گيرد  بسيار مهم و حياتی است. نظم پايه و اساس چرخش سالم اجتماعات و ضرورت غير قابل اجتناب زندگی مشترک اجتماعی است. و  پويايی، شکوفايی، سلامت  جوامع انسانی نيز با آن مرتبط است. علاوه بر اين نظم پذيری برای ما يک امر اعتقادی نيز هست، جهانی که در آن زندگی می کنيم بر نظم و هماهنگی استوار است و حساب و کتاب و فعل و انفعالات دقيقی  از کوچکترين جزء گرفته تا کليت آن وجود دارد.  سيکل ها و پروسه های قانونمند و دقيقی که وجود دارند و حيات و زندگی را ممکن می سازند.منزلگاه هايی  که  پديده های متعدد دارند و با آن منزلگاه شناخته و درک می شوند ، به ما انسان ها  اين درس را می دهد که بدون نظم و انتظام و هماهنگی  هيچ جامعه ای انسانی استوار نمی ماند. وجود نظم در پديده های طبيعی امری جبری و از مشيت خداوندی ناشی  است ، اما موقعی که امر نظم در چهارچوب رفتار ، حرکت و زندگی انسان مطرح می شود ،  اهميت بيشبری می يابد. از اينجاست که "نظم جبری" و "نظم آگاهانه" ، "هماهنگی طبيعی" و " هماهنگی القايی " مطرح می شود و از همه اينها مهم تر اين است که انسان در يابد که در درون کدامين "ارگانيزم"  ، با چه "جهتی"  و در راستای کدامين اهداف می خواهد به نظم گردن نهد. بنابراين نظم و هماهنگی خود به خود اصالت ندارند بلکه جهت حرکت و هدف حرکت است که به نظم و هماهنگی نيز معنی می دهد و آن را  متعالی و يا ويرانگر می کند.   

9-                    پذيرش فراکسيون: ما تضاد فکری در تشکيلات و جامعه را قبول داريم و معتقديم که وجود تضاد فکری از واقعيت های اجتناب نا پذر جوامع انسانی است.  و هر جامعه و تشکيلاتی که آن را نپذيرد لاجرم به زندانی برای انسان ها تبديل می شود. اين تضاد فکری می تواند در بين افراد با ايدئولوژی ها و جهانبينی های مختلف باشد و حتی می تواند در بين انسان های معتقد به يک ايدئولوژی و جهان بينی باشد. در دنيا هر گز دو انسان را نمی توان يافت که در همه عرصه ها همانند فکر کنند و به قول معروف به تعداد انسان ها ، جهان بينی ها وجود دارند. پذيرش امر اختلاف  و تضاد فکری  زمينه را برای رشد فکر و پويايی و باروری استعداد ها آماده می سازد و موجب می گردد که ضعف ها آشکار شود. از همين رو است که در تشکيلات مورد اعتقادی ما جايگاه مشخصی به فراکسيون  درون تشکيلاتی داده می شود . تشکيلات شورايی مورد اعتقادی ما  از طريق دموکراسی مستقيم و با پذيرش نظر اکثريت اداره می شود ، اما همه زمينه های فکری و نظری و تبليغی هم برای اقليت محفوظ است .تا بتوانند روی نظرات و پيشنهادات خود کار و تبليغ نمايند.

10-             امر صلاحيت ، به مثابه ديناميزمی جهت رشد فرد و سير در راستای کسب خلق و خوی متعالی و سير و سلوک برای رسيدن به درجات بالاتر معنوی و عرفانی، از ويزگی بارز تشکيلات ماست، برای ما  ارزيابی ميزان رشد فرد  از طريق ارزش عمل و پراتيک  و محتوا و عمق ارتباطاتی است که برقرار می کند، صورت می گيرد و نه تظاهر به معنويات و عبادات و زهد. عبادات برای ما فورم و قالب ظاهری  محتويی است که اعمال و ارتباطات انسان ، خود آن محتوا را می سازند و بدون آن محتوا ، فورم ها و قالبها  تنها به درد رياکاری و تذوير و عوام فريبی می خورد . با اين وصف کسب صلاحيت های بالاتر انسانی ، حقوق ويژه ای به وجود نمی آورد، و ما به ازای مادی ندارد،  در هدايت تشکيلات همه انسان ها همسنگ هستند و يک رای دارند و تقليد و ولايت مداری نه تنها پذيرفته نيست بلکه با آن به شدت مبارزه و برخورد می شود.