نيروهای موثر در جنبش همگانی امروز

 

 

 

شايد اصالی ترين جانمايه انسان ؛ بالقوگيهای " فرامن " شدنش می باشد ، آنجائيکه " من " ش را در همسسازگاری با جامعه و در ادامه روند تاريخ بشری کشف می کند و در پرتوی از فطرت توحيدی اش ، خودآگاهانه به " مردم " می رسد و آنگاه در اتصال با مستضعفين ، آزادی را فرياد می دارد . و اين آزادی اجتماعی از سلطه اربابان زمينی ، دستمايه رهائی نفسانيش از منانيت می گردد . و آنگاه ؛ احساس پايداری از يگانگی با هستی ، هم تابا وصال يار . . . !

از اخبار رسيده برمی آيد که ؛ تشکيل کابينه احمدی نژاد ، بموازات شکلگيری جبهه سياسی ميرحسين موسوی ، ميرود تا در خيزش همگانی موسوم به سبز ، نقش خود را بازی کنند . و طبيعتا موضعگيری قدرتهای جهانی و ديگر دولتها و برخی گروههای اسلامی منطقه را نيز خواهيم داشت . و بالاتر از همه نقش نيروهای مردمی که در اين حرکت موثر هستند، قابل تقدير است.

يکی از مترقی ترين حرکتهای دوران مشروطه بنام جنگل و به رهبری ميرزا کوچک جنگلی ، شعاری را مطرح می کند که گوئی روند تاريخ نوين ايران ما می گردد : استقلال + آزادی و عدالت اجتماعی . تو گوئی ؛ اين جريان با تشکيل جمهوری موقت سوسياليستی در گيلان ، راه آيندگان اين سرزمين را نشان کرده بود ؟! که مشروطه خواهی نسل پدربزرگانمان به جنبش ملی پدرانمان و تا به ذباله دانی تاريخ سپردن سلطنت در انقلاب 57 ، و حالا فرزندان اين خاک پاک در جنبش همگانی امروز، که شما باشيد .

خيزش اين نسل عليه  تقلب انتخاباتی دهمين دوره رياست جمهوری، برای ما همان رمز ورازها و يا خودجوشی های تاريخی انقلاب 57 را تداعی می کند ، اما اين بار با نسلی آگاهتر و جامعه ای که در مرحله ای ديگر و جلوتر از آنزمان ، در راستای آزادی و آزاديخواهی گام برمی دارد. مبارزه آزاديخواهی  که زمينه ساز تشکيل اتحاديه های کار و سازمانها و احزاب سياسی؛ لاجرم رهائی انسان از چنگ رژيم مذهبی فاسد فقاهتی را به ارمغان خواهد آورد.

جنبش سبز اما ، بروايت ميرحسين موسوی ؛ ظاهرا شکلگيری تشکيلاتی را وعده می دهد ، برخاسته از يک حرکتی فراگير ، با نماد رنگ سبز ، مبتنی بر قانون اساسی جمهوری فقاهتی ، با تريبونهائی گوناگون از جمله، سايت موج سبز آزادی که بدنه آنرا شبکه های اجتماعی و خودجوش و خودمختار رقم می زنند ، می ماند فعاليتهای اين جبهه و رهبری آن که ظاهرا بدست اصلاح طلبان حکومتی می خواهد سامان گيرد !!  در سوی ديگر امام (!؟) خامنه ای و احمدی نژاديها را داريم ؛ که مقابله با تهديدات نرم را در الويت پاسداران فقاهت قرار داده ، با تشکيل دادگاههای نمايشی و با رسوائی سربازان امام زمانشان يعنی همان نيروهای اطلاعاتی و امنيتی که در بازداشتگاههائی همچون کهريزک، اوين و...، لانه کرده اند. در همان زمان يک قاليباف اصولگرا ، جديترين چالش را در مديريت کشور اعلام می دارد و رابطه خوب وزرا با نمايندگان مجلس ، نگاهی فراجناحی با رفتاری اصولگرا ، کارآمدی و تخصص را به رياست متقلب جمهوری توصيه می فرمايند! آنچه بنظر می رسد اينکه ؛ قدرت ولی فقيه در حد پادشاه با رنگ و لعابی اسلامی و فراتر رفتن حضرتش از حد و حدود قانونی ، رودررو قرار گرفتن سپاه با مردم ، يکسويه منعکس کردن خبرها توسط صدا و سيما و نسبت دادن اين جنبش به اجنبی و بيگانگان ، نه با مزاج تاريخی اين ملت سازگار است ، و نه با طرز تفکر ( اگر نگوئيم ضد فقاهتی ، پس غيرفقاهتی ) و شيوه زندگانی اين نسل جور می شود . 

 

نيروهای مردمی اما :

 در اينکه قلب جنبش در ايران می تپد ، شک نبايد کرد . و آنچه از نظر نبايد دور داشت ؛ مليونها ايرانی در 2 نسل اول و دوم مهاجر می باشد ، اعم از متفکران و هنرمندان ، سازمانهای سياسی و دانشجويان و زنان و . . . که در اقصی نقاط دنيا و در خارج از ايران زندگی می کنند و تاثير و تاثر متقابلی که با داخل دارند.  انگار در حمايت از اين جنبش ، بيشتر نسل دوم مقيم در خارج فعال است تا نسل اول مهاجرين.

و آنچه در نظر اول در داخل کشور بچشم می آيد :

 نسلی آگاه تر و با ميزان تحصيلات بالاتر ، هم نگاهی جهانی تر . و جامعه ای نهادينه تر از دوران انقلاب 57 می باشد . جامعه ای با امکانات رسانه ای و تريبونهای بيشتر ، که از يد کنترل جمهوری فقاهتی بيرون است . جامعه ای زنده و متحول با حرکتهای دانشجوئی ، زنان ، کارگران ، معلمان . آری ، ملت عزيزی که حتی حوزه های سياسی شده فقاهت را ، به جناحبندی کشيده و امروز آنرا در راستای آزادی بيشتر بکار می گيرد .

 

در خرقه ، چو آتش زدی ای عارف سالک

                               جهدی کن و ، سر حلقه رندان جهان باش 

 

ما ؛ شورای سوسياليستهای مسلمان ، به همه فرزندان ايران که با مشارکت در سرنوشت ملی از " من " هاشان فراتر می شوند ، درود می فرستيم و بدينوسيله حمايت خود را از اين جنبش عظيم و همه حرکتهای حق طلبانه اعلام داشته ، تا حذف نظام فقاهتی و ساختار نظامی دمکراتيک و مردمی از پا نخواهيم نشست .

 

 

 

زنده باد آزادی

زنده باد سوسياليزم

شورای سوسياليست های مسلمان

شهريورماه 1388