چه بايد کردهای جنبش دانشجويی در آستانه سالگرد 18 تير




 

 

وقایع هیجده تیر یا وقایع کوی دانشگاه تهران به مجموعه ناآرامی‌ها و درگیری‌ها بین روزهای هجدهم تا بیست وسوم تیرماه ۱۳۷۸ میان دانشجویان، نیروهای انتظامی و افراد موسوم به لباس شخصی‌ها، اطلاق می‌شودکه طی آن دو نفر عزت الله ابراهیم نژاد، فرشته علیزاده کشته شدند . شورای متحصنین در بیانیه ۲۶ تیر مرگ تامی حامی‌فر را نیز تایید کرد و سعید زینالی نیز از هنگام دستگیری توسط ماموران ناپدید شده است.   چشم یک دانشجوی پزشکی بر اثر اصابت گلوله تخلیه،   دست و پای عده‌ای شکسته و تعداد زیادی دانشجو ضرب وشتم شدند .از این حادثه به عنوان بزرگ‌ترین چالش جنبش دانشجویی در ایران بعد از انقلاب ۱۳۵۷ نیز یاد می‌شود.


برپایی تجمع اعتراضی دانشجویان موضوع جدیدی نبود ولیکن حمله به این تجمع بی
سابقه بود. تجمع ۱۸ تیر در خوابگاه کوی دانشگاه در اعتراض به بسته شدن روزنامه سلام بود. این روزنامه در ۱۵ تیر ۱۳۷۸ به جرم چاپ نامه محرمانه سعید امامی به قربانعلی دری نجف آبادی وزیر اطلاعات برای تحدید مطبوعات ، توقیف و توسط دادگاه ویژه روحانیت به مدت ۵ سال توقیف شد. در جریان محاکمه سلام به جز مدعی العموم ۴ شاکی دیگر نیز حضور داشتند: محمود احمدی نژاد ،(استاندار اردبیل در دولت هاشمی رفسنجانی و خاتمی،  کامران دانشجو (استاندار تهران در دولت احمدی نژاد)- درویش زاده (نماینده مردم دزفول در مجلس پنجم) و حمیدرضا ترقی (عضو ارشد موتلفه و نماینده مشهد در مجلس پنجم)

 

 

ساعت 11 شب روز پنج شنبه هفدهم تیرماه انصار حزب الله در پی تظاهرات دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام به داخل کوی دانشگاه و خوابگاه‌های دانشجویی حمله بردند و ضمن تخریب اموال دانشجویان آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و صدها نفر را بازداشت کردند. این اعتراضات با دعوت دانشجویی به نام فرخ شفیعی در کوی دانشگاه تهران آعاز شد. فرخ شفیعی چند روز بعد دستگیر شده و به دو سال و نیم زندان محکوم شد. حمله و ضرب و شتم دانشجویان تا صبح ادامه داشت. در این حمله حتی خوابگاه دانشجویان خارجی نیز در امان نماند. این حمله به اعتراضات گسترده و چند روزه دانشجویان و مردم در تهران و شهرستانها انجامید. در دانشگاه تبریز نیز روز شنبه ۱۹ تیر درگیریهای گسترده‌ای روی داده که به کشته شدن چندین نفر (مانند عزت الله ابراهیم نژاد ، فرشته علیزاده ، تامی حامی‌فر  انجامید. امیرعباس فخرآور از رهبران دانشجویی که همچون عزت ابراهیم نژاد در دوران خدمت سربازی اجباری پس از دانشگاه به سر میبرد همراه تیم پزشکی از لحظات نخست آغاز درگیری در صحنه حضور داشت و به درمان دانشجویان و تهیه شرح وقایع گذشته بر آنها مشغول بود. فخر آور در نخستین ساعات صبح روز جمعه هجدهم تیرماه اسامی 44 نفر از دانشجویان مجروح را به روزنامه خرداد به مدیر مسولی عبدالله نوری رساند که با تیتر درشت "کوی دانشگاه تهران به خون کشیده شد" در تاریخ شنبه نوزدهم تیرماه به چاپ رسید و در گسترش اعتراضات بسیار موثر بود. امیرعباس فخرآور سه سال پیش از آن یعنی در مرداد ماه یکهزار و سیصد و هفتاد و پنج برای مبارزات دانشجویی و سخنرانی هایش بر علیه سید علی خامنه ای، از درون دانشکده پزشکی ارومیه توسط وزارت اصلاعات دستگیر و توسط شعبه چهارم دادگاه انقلاب ارومیه به سه سال حبس و تعلیق تحصیلی محکوم شد. وی سپس به خدمت سربازی اجباری رفت ولی همچنان ارتباط بسیار نزدیکی با فعالین دانشجویی داشت.


این دانشجویان شجاع و مبارز بودند که پس از حمله به کوی دانشگاه، با مقاومت و مبارزه شان، کوس رسوائی رژیم را در سراسر ایران به صدا در آوردند و با 6 روزی  مبارزه و مقاومت، ایران را لرزاندند.

امروزه جنبش دانشجویی در کنار مردم و همراه با آنان در مقابل حاکمیت رژيم جمهوری اسلامی پایداری می کند تا دانشگاه سنگر آزادی باقی بماند، سنگر مبارزه با ظلم، سنگر دفاع از منافع محکومان در مقابل حاکمان، سنگر علم در مقابل جهل و خرافه، سنگر سازماندهی اعتراضات، سنگر انتشار نشریات مردمی و سرانجام تریبونی باشد برای همه کسانی که تریبونی ندارند. هم اکنون این جنبش بار سنگین مبارزه را به عنوان آگاه ترین و سیاسی ترین بخش جنبش مقاومت مردم بر عهده دارد.

هم زمان با جنبش سراسری، جنبش مطالباتی مزد و حقوق بگیران نیز در حال رشد است. حرکت های کارگری ، مبارزات معلمان، زنان  و پرستاران و ده های اقدام اعتراضی دیگر، نوید گسترش و عمق یابی مبارزات مطالباتی را می دهد. اعتراضات مادران و خانواده های جان باخته گان، زندانیان سیاسی و ناپدید شده گان نیز جبهه جدیدی در مبارزات توده ای گشوده است. اعتراضات مردمی در شهرهای استان کردستان در محکومیت اعدام ها  نشانه ای از رشد و گسترش همبستگی مردمی با خانواده های شهدا و زندانیان سیاسی است. دامنه ی اعتراضات سازمان ها و تشکل های سیاسی و اجتماعی و مدافع حقوق بشر، در ایران و جهان هم نمونه ی روشنی از گسترش این همبستگی است. دانشجویان دانشگاهای مختلف سراسر کشور نیز با قدرت حول خواست های سیاسی و مطالباتی خود دست به اقدام می زنند.  آن ها عرصه را در محیط های دانشگاهی بر مزدوران رژیمی تنگ می کنند و اجازه نمی دهند بیش از این سیاست پادگانی کردن دانشگاه ها به اجرا در آید.

 همین مصاف کوتاه و پُر غرور دانشجویان مبارز با رژیم جهل و جنایت، آنگاه که رژیم محاسبه میکرد که مردم تهران از جمله کارگر ان و زحمتکشان نیز احتمال دارد دست در دست دانشجویان به میدان آیند، رژیم را در  ابتدا وادار به  عقب نشینی کرد. علی خامنه ای رهبر رژیم با حالی نزار خطاب به " امت همیشه در صحنه گفت: "اگر عکس های مرا هم پاره کردند، مداخله نکنید.".

جنبش دانشجوئی که در دوره اول ریاست جمهوری محمد خاتمی، ضربات جانکاهی دریافت نموده بود، باز اندیشی در مورد یافتن راه خروج از بن بست " اصلاح طلبانه" در دستور کارش قرار گرفت. جنبش دانشجوئی به واقع از ابتدای پیدایش، با سه گرایش درون خود روبرو بود ؛
گرايش چپ، ليبرالها و دفتر تحکيم وحدت

تسلیم نشدن ،مقاومت، مبارزه و تداوم ایستادگی جنبش دانشجوئی در سطوح گسترده و در مواردی سراسری  در مقابل سرکوب های دولت احمدی نژاد و ولی فقیه در چند سال گذشته نیز ، برگ های پُر افتخار دیگری بر دفتر مبارزات ترقیخواهانه جنبش دانشجوئی، افزوده است.

دانشجویان مبارز و مترقی ایران دراین دوران، با وجود انواع و اقسام روش ها و اَعمالِ خفقان زای رژیم از قبیل اخراج، بازداشت، ضرب و شتم ، زندان، شکنجه و ...  سر تسلیم فرود نیاوردند و با تمام لطماتی که بر وجودشان وارد میآمد، از دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و حقوق خودشان و مردمشان، سرفراز دفاع نمودند.
با برگزاری انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران و افشاء تقلبات گسترده و کودتای انتخاباتی، دانشجویان که در دوران تعطیلی بسر میبردند، همراه و همدوش جوانان، زنان، کارگران در ابتدا در صفوف تظاهرات میلیونی شرکت کردند.

بنابر گزارشات خبرگزاری ها دهها دانشجو به حبس های کوتاه، میان مدت و بلند مدت محکوم شدند. از جمله :  رهاد حاج میرزایی، فعال حقوق کودک به ۱۰ سال و ۴ ماه حبس تعزیری \  مهدی گرایلو، فارغ  التحصیل فیزیک دانشگاه صنعتی شریف و دانشجوی کارشناسی ارشد ژئوفیزیک دانشگاه تهران به ۵ سال حبس تعزیری \  کیوان امیری الیاسی، به ۵ سال حبس تعزیری \ علی کانطوری، به ۳۲ ماه حبس تعزیری \ مهدی بخارایی، به ۳۲ ماه حبس تعزیری \ مهدی الله یاری، به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شده اند.بسیاری از دانشجویان مبارز  در ماه های گذشته به حبس تعلیقی  محکوم شده اند. مجید اشرف نژاد به ۳ سال حبس تعزیری به مدت ۵ سال تعلیق ، صدرا پیر حیاتی، ساناز الله یاری، امیر حسین محمدی و ... و نیز بسیاری از دانشجویان این طیف دانشجویی در انتظار دریافت حکم  یا تشکیل دادگاه می باشند.

بنظر میرسد که ولی فقیه و دولت پادگانی احمدی نژاد در صورت ضرورت از پادگانی کردن دانشگاهها نیز ابائی ندارند.

.

به خصوص که دانش جويان  بعد از  حرکت بزرگ 18 تير نيز از پا ننشستند و توانستند شيوه مقاومت خويش را تغيير داده و با دامن زدن به بحثهای نظری در رابطه با نهادهای مدني،  توسعه سياسي و...  و با توسل به نشريات  دانشجوئي وبلاگهای متعدد و استفاده از اينترنت توانستند نظرات خودشان را در سطح دانشگاه ها و در متن جامعه گسترش دهند
 دانش جويان هم چنان موفق شدند تا به نوبه خود چگونگی اطلاع رسانی، نحوه سازماندهی و روابط دموکراتيک را در ظل مبارزات جاری خويش تجربه کرده وآنها را برای پيش برد مبارزات خويش بکار برند.
 

همچنينن جنبش دانشجوئي به مثابه يک منتقد جدی عليه تمامی جناحهای رژيم،  نظام حاکم را به چالش کشانده است.  نمونه های چنين چالشی را  ما در اعتراض به سخنرانی احمدی نژاد در  مراسم 16 آذر در سال گذشته  و يا مقا بله با  انتصابی کردن روسای دانشگاه ها  شاهد بوديم.

ارتجاع مذهبی حاکم، عليرغم نظامي کردن دانشگاه ها و ايجاد کميته انضباطي به عنوان نهاد  سر کوبگر نتوانست جلوی حرکات دانشجوئي را تا به حال سد کند.

 اما جنبش دانشجوئي طي سالهآی اخير توانسته پوسته حرکات قانوني را بشکند واز خط قرمز رژيم پا را فراتر گذارد، امری که درحد زيادی ايادی رژيم را به وحشت انداخته است.

رژيم جمهوری اسلامی با اذعان به اين امر که ديگر نمی تواند  با شيوه های سابق به  سرکوب و محدود کردن اعتراضات و مبارزات  جنبش دانشجويی بپردازد  در نظر گرفت تا جو دانشگاهها را نظامی کرده و آنها  به  پادگانها يی  بزرگ تبديل کند. به همين خاطر با دستگيرهای وسيع و ممانعت از چاپ نشريات دانشجوئي، تصفيه استادان، تصفيه دانشجويان، محاکمه و زنداني کردن دانشجويان و .... در تلاش است تا آنها را مطيع و فرمانبردار خود نمايد.

  رژيم جمهوری اسلامي که زماني شعار وحدت حوزه ودانشگاه را در سر مي پروراند الان مي بيند که اين دانشجويان با اعلان استقلال خود در مقابل رژيم قرار گرفتند ونه در کنار آن. دانش جويا ن ميهن مان پس از شعار عبور از خاتمی در واپسين لحظات دوران رياست جمهوری اش و پس از اقدامات سرگوبگرانه دولت " عدالت پرور"!!! احمدی نژاد به يکی از مخالفين بسيار جدی و پی گير استبداد مذهبی حاکم  تبديل شدند.

جنبش داشنجوئی در طی نيم قرن از حيات خويش نشان داده است که « مرکز ثقل» و « مرجع حرکت های اعتراضی » ست. و امروزه مرکزيت اين جنبش کاملا عيان شده است. لذا تمامی سرکوب ها، فشارها و موج عظيم دستگيرهای دانشجويان در اقصی نقاط ايران توسط نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی تنها و تنها يک هدف معين و مشخصی را تعقيب می کنند و آن از ميان برداشتن اين مرکز ثقل و مرجعيت است.

   اما انحصارطلبيها جناح انحصارطلب در رابطه با تحميل جو ارعاب و وحشت،‌ سركوب مطبوعات، ايجاد قتلهاي زنجيره اي، دستگيري و زنداني نمودن نويسندگان و روشنفكران و روزنامه نگاران از يكسو و سازشكاريها و نيز عدم صداقت و فقدان لياقت جناح اصلاح طلب نظام به رهبري خاتمي از سوي ديگر، باعث گرديد كه جنبش دانشجوئي وارد فاز نوينی از مبارزات خويش شود.

اكثريت اين اقشار دانشجويي از گزينش هاي مختلف غربال شده و يا از سهميه خانواده هاي كشته شدگان جنگ و بسيجي ها  هستند  ، و رژيم به آنها چشم  اميد بسته بود تا دانشگاه را به خود وابسته سازد . اما همين الان بخشا همان ها نيز به مخالفين و يا منتقدين تبديل شدند.

 

 

در واقع دانشگاه هاي ايران همين الان بستر پرشورترين ، سياسي ترين ، جوانترين و راديكال ترين اقشار توده ای است و تلاش سراسيمه و بگير و به بند هاي مداومي كه در اين سه سال اخير در دانشگاه ها صورت گرفته تلاش مذبوهانه اي است كه جهت جلوگيري از عصيان و اعتراض اين طيف جوان و پرشور و آگاه جامعه ما صورت مي گيرد . آنان اينك به شدت از كشيده شدن پاي دانشجو به خيابان ها واهمه دارند و تماما گوش به زنگ اند تا اگر چنين اتفاقي افتاد آن را سركوب كنند كه واقعه 18 تير دانشگاه از اين وقايع هست . اين طيف پرشور و سياسي و آگاه اينك نه تنها وابسته به رژيم نيستند بلكه به شدت بدان معترض نيز هستندطوري كه  اين امر حتي محتواي دروني نهاد هاي دانشجويي وابسته به نظام را نيز تحت تاثير قرار داده است

اين فاز نوين كه با 18 تير آغاز گشت بگونه اي بود كه حتي برخی از  تشكلها و نهادهاي رسمي و يا نيمه رسمي دانشجويان  قدرت هماهنگي و انطباق با آنرا نداشته است. حركت نوين دانشجويان در 18 تير 78 تشكلهاي رسمي را مخاطب قرار داد و از آنها خواست تا هويت مستقل جنبش دانشجوئي را به نمايش گذارند.



سرکوب
حرکت دانشجويی در 18 تير78 به اين معنی استکه هر دو جناح دارای مواضع مشترک جهت حفظ قدرت سياسی در ايران بودند و مهمتر آنکه اين اصل را به اثبات رساند که مطالبات برحق توده ها در تضاد منافع قدرت طلبان در ايران قرار دارد.

دانشجويان با طرح شعار «عبوراز خاتمی» در اين روز به اين امر مهم تاکيد کردند که برای تحقق آزادی و برابری، اين دولتها هستند که ميبايد سياستهای خود را با خواسته های برحق توده ها هماهنگ کنند و نه برعکس

تغییرات زیادی در مختصات میدان نبرد و نیروهای شرکت کننده در نبرد صورت گرفته است.  بازیگران جدیدی به میدان مبارزه پا گذاشته اند. حضور برجسته دختران در جنبش دانشجویی انکارناپذیر است. طی چند سال اخیر شاهد تغییرات  زیادی در زمینه گسترش کمی دانشجویان دختر - علیرغم محدودیتهای بیشمار جنسیتی - و ایفای نقش فعال دختران در مبارزات گوناگون دانشجویی بوده ایم.(63درصد) اینها علايم وقوع انفجار بودند. انفجار عظیمی که در راه بود: انفجار خشم زنان! زنانی که  با سرکوب بی وقفه و فرودستی همه جانبه آنان معنا و تجسم واقعی پیدا کرده است. ستمدیده ترین قشر جامعه، مغرور و جسور، خشمگین و پرتوان بپاخاست و در صف اول مبارزه قرار گرفت. امری که کمتر در خیزشهای توده ای عصر حاضر در جهان شاهدش بودیم. این دختران و زنان بودند که این خیزش را به معنای واقعی رادیکالیزه کردند. کسانی که در اغلب موارد، شجاعانه در تمام تظاهراتها و سنگر بندیهای خیابانی، زد و خورد با نیروهای انتظامی، تعقیب و گریزهای روزانه و شبانه نقش آغازگرانه ای ایفا کرده اند.

 

این امر تنها با طرح آگاهانه، آشکار و صریح مطالبات زنان بطور کلی و مشخصاً خواسته های دختران دانشجو امکان پذیر است. باید خواسته های آنان هم مثل خودشان تمام قد و بی تردید در مبارزات طرح شود.  زيرا آنان  عملاً نشان داده اند که برای آزادی خود حتی از جان هم هزینه می کنند،

 

این امر زمینه های پیوند مبارزات دانشجویی با مبارزات عمومی و مطالباتی را بیش از پیش مستحکم خواهد ساخت. نقش دانشجویان دختر در حرکت های دانشجویی و پیوند آن ها با جنبش زنان هم می تواند  پیوند این دو نیروی اجتماعی فعال را تقویت کند. حضور دانشجویان دانشگاه های ديگر استانها و شهرستانها  نیز زمینه ساز پیوند هر چه بیشتر جنبش دانشجویی با جنبش خلق های تحت ستم، ملی خواهد بود.  از این روست که  یکی از وظایف جنبش دانشجویی آن است که هم زمان  با تظاهرات و اعتراضات در درون و بیرون از دانشگاه  به سمت ارتباط گیری با جنبش توده ای  حرکت کند وکارگران و زحمتکشان را  در امر سازمانیابی یاری رساند

جنبش دانشجويی در کنار ديگر جنبشهای زنان، معلمان، فعالين فرهنگی،ادبی، هنری  و ...... بايد به اين امر مهم و اساسی ايمان داشته باشد که جنبش اجتماعی  فعلی تا زمانی که موفق نشود با جنبش کارگری متحد شود و تا زمانی که نتواند مطالبات تهی دستان را نمايندگی کند، امکان پيروزی ندارد. تا زمانيکه تهی دستان و طبقات ندار و بويژه کارگران به اين جنبش عمومی  نپيوندند امکان پيش روی و پيروزی اين جنبش ضعيف است.

 

 

 

                                                

گرامی باد خاطره تابناک تمامی شهدای جنبش دانشجوئی

زنده باد آزادی

زنده باد سوسياليزم

شورای سوسياليست های مسلمان

18 تير 1389

                                                                         7 جولای 2010