هــــــویت

سوسياليستهای مسلمان


دوستان گرامی و هموطنان عزيز ! سايتی را که پيش روی داريد متعلق به طيفی از پيروان خط دکتر شريعتی است که مبانی مشترکشان در شرايط فعلی ؛ 1- اعتقاد به سوسياليسم . 2- مسلمان بودن ، است . به همين خاطر نام سوسياليستهای مسلمان را برای اين سايت انتخاب کرديم . از آنجائيکه اين طيف در برگيرنده گرايشات متفاوت در عرصه سبک کار و روش مبارزاتی است ، لذا ما با درج شناسنامه و تاريخچه مختصراين طيف سعی مينمائيم تا فعاليتهای فکری – سياسی آنرا که در قالبهای متفاوت انجام ميگيرد ، از طريق سايت حاضر منعکس نمائيم . آنچه در زير آورده ميشود شامل شناسنامه و تاريخچه مشترک تمامی گرايشات اين طيف تا مقطع توقف کار تشکيلاتی شورای هواداران آرمان مستضعفين در خارج از کشور ميباشد که دلائل اين توقف را در زير ملاحظه مينمائيد . بعداز توقف فعاليت تشکيلاتی اين شورا ، گرايشات به صورت مستقل به فعاليت خويش ادامه دادند . بخاطر اينکه بخش اعظم افراد تشکل سابق و افراد فعال در گرايشات جديد خواهان آن بوديم تا فعاليتهای فکری و نيز فعاليتهای فکری – سياسی نيروهای اين طيف را در سايتی مشترک انعکاس دهيم ، لذا در زيرپس از طرح شناسنامه و تاريخچه مختصر اين طيف به انعکاس اين فعاليتها ميپردازيم . ما نام « سوسياليستهای مسلمان » ، را صرفا به منظور انعکاس فعاليتهای فکری و سياسی گرايشات درونی اين طيف انتخاب کرديم و چيزی فراتر از اين امر در حال حاضر در دستور کارمان قرار ندارد . نام سوسياليستهای مسلمان را تنها به اين دليل انتخاب کرديم تا تمامی افراد و نيز گرايشات متشکل يا غير متشکل اين طيف بتوانند فعاليتهای فکری يا فکری – سياسی خويش را در سايت حاضر منعکس نمايند . به همين دليل اين سايت ميتواند در آينده در خدمت انعکاس نظرات افراد يا جرياناتی ديگری که به نوعی با اين طيف همخوانی در حوزه اعتقادی و طبقاتی دارند ، قرار بگيرد . با طرح مقدمه فوق ، نظر دوستان را به شناسنامه و تاريخچه مختصر زير جلب می نمائيم . 1- تاريخچه : پس از شکست جنبش ملی ايران به رهبری دکتر مصدق و کودتای سياه زاهدی ، جامعه ما وارد دوره جديدی از کشمکشهای سياسی شد . در آن زمان دو گرايش عمده در مقابل استبداد موجود خواهان تداوم فعاليت سياسی بودند . اين جريانات که به ترتيب ، جبهه ملی و حزب توده بودند ، از جريان کودتا ضربات سنگين متحمل شدند و بخش زيادی از نيروهای خود را توسط رژيم کودتا از طريق دستگيری و حبس از دست دادند . فعاليت سياسی اين جريانات که عمدتا حالت مسالمت آميز داشت ادامه يافت ، تا اينکه در 15 خرداد 1342 پس از سرکوب حرکت روحانيون در قم جريان روحانيت به رهبری خمينی نيز به دو حرکت فوق پيوست . از آنجائيکه فعاليت هيچکدام از اين جريانات در دهه 40 ، فعاليتی بن بست شکنانه نبود و توان برون رفت از اوضاع استبدادی آن زمان را نداشت ، جريانات و گرايشات جديدی در جامعه پا به عرصه فعاليت سياسی گذاشتند . اين جريانات که هرکدام بنا به آبشخور فکری و تحليل سياسی از شرايط آن زمان فعاليت خويش را آغاز کردند به ترتيب ؛ فدائيان خلق ، مجاهدين خلق و نهايتا فعاليت فکری دکتر علی شريعتی در دو حوزه سياسی و عقيدتی بوده است . فدائيان خلق و مجاهدين خلق براساس تحليلی که از شرايط موجود داشتند ، به اين نتيجه رسيدند که تنها راه رهائی و بن بست شکنانه مبارزه مسلحانه است . بنابراين جريانات نامبرده بر مبنای استراتژی مسلحانه حرکت خويش را شروع کردند و تا مقطع انقلاب 57 از طريق مبارزاتی که عليه استبداد شاهنشاهی نمودند ، از خويش يک سنت مبارزاتی برجای گذاشتند . حرکت بعدی متعلق به دکتر علی شريعتی بوده است . نامبرده که از يکسو فردی مذهبی و مسلمان بود و از سوی ديگر از علوم زمان خويش و نيز تاريخ انقلابات معاصر و دلايل عقب ماندگی جوامع شرقی و رشد و پيشرفت کشورهای صنعتی اطلاع وافی داشت ، طرحی نو در جامعه استبدادی آن زمان درافکند . شريعتی معتقد به حرکت عميق فرهنگی ( اعتقادی و سياسی مبتنی بر مذهب اسلام و مليت ايرانی ) ، بود . او باور داشت که امکان پی ريزی طرح جديدی برای برون رفت از عقب ماندگی جوامع اسلامی وجود ندارد ، مگر اينکه ؛ 1- اسلام . 2- جوامع بومی . 3- استعمار ، را بخوبی بشناسيم . شريعتی برای ايجاد انقلاب اجتماعی به منظور غلبه بر عقب ماندگی نهايتا به اين نتيجه رسيد که از طريق تکيه بر ايدئولوژی رهائی بخش اسلام ميتوان به نتايج مطلوب رسيد . وی ايدئولوژی اسلامی و مکتب عقيدتی اسلام را به مثابه ايدئولوژی ای که توان ايجاد تحول اجتماعی و نيز گشايش راه پيشرفت و ترقی در جامعه را دارد ، به عنوان تکيه گاه عقيدتی - سياسی خود در فعاليت فکری انتخاب نمود و در اين زمينه آثار زيادی از خود برجای گذاشت . پس از ضرباتی که فدائيان خلق و مجاهدين خلق بعد از سال 1350 در عرصه تشکيلاتی از رژيم استبدادی خوردند و نهايتا ضربه ای که مجاهدين در عرصه عقيدتی متحمل شد که منجر به انشعاب سال 1354 گرديد، و نيز بخاطرعدم وجود جريانی سياسی – تشکيلاتی در تداوم حرکت فکری و سياسی معلم شريعتی ، تعدادی از پيروان راه شريعتی به اين نتيجه رسيدند که تشکيلاتی مستقل در تداوم راه معلم شريعتی بوجود آورند . - حرکت عقيدتی – سياسی و تشکيلاتی آرمان مستضعفين : در ادامه حرکت دکتر شريعتی ، بخشی از نيروهای اين خط ، تشکيلاتی را تحت نام سازمان رزمندگان پيشگام مستضعفين ايران تاسيس نمودند . به همين دليل اين سازمان در تابستان سال 1355 تاسيس گرديد . ضرورت تاسيس سازمان بنابه گفته رهبران آن ؛ نه اضافه کردن جريانی بر جريانات ديگر بلکه پاسخی به ضرورت زمان خويش در تداوم انديشه ای که با جريانات و نظرات موجود آن زمان به لحاظ کيفی تفاوت داشت ، بوده است . سازمان رزمندگان پيشگام مستضعفين ايران که بعدها به اسم آرمان مستضعفين ( اسم نشريه آن ) ، شناخته شده است، پس از تاسيس به اين نتيجه رسيد که 5 سال يعنی از سال 1355 تا سال 1360 را فعاليت درونی و مخفی داشته باشد و در آن سالها به کارهای عميق و تدوين استراتژيهای سه گانه عقيدتی ، سياس و تشکيلاتی بپردازد . پس از انقلاب بهمن 1357 آرمان مستضعفين برسر اين مسئله که کماکان حرکت درونی و مخفی اش ادامه يابد و يا اينکه از وجود انقلاب بوجود آمده استفاده نمايد و علنی گردد ، نهايتا دومی را برگزيد و در اوايل سال 1358 خود را علنی نمود . بدليل آنکه اين جريان فعاليت خود را در تداوم راه شريعتی شروع کرده بود ، توانست بخش زيادی از جوانان اعم از دانش جويان و دانش آموزان را به حرکت خويش جذب کند . فعاليت عقيدتی و سياسی آرمان مستضعفين که از طريق جزوات و نشريات متعدد سازمان انعکاس بيرونی ميافت ، از نيمه اول سال 1358 شروع گرديد . پخش و فروش نشريات وجزوات سازمان و نيز پخش اطلاعيه ها در استانهای مختلف ايران و نهايتا مواضع راديکال اين جريان عليه سياستهای امپرياليسم ، ارتجاع و ليبراليزم ، باعث گرديد تا از يکسو تعداد بيشتری از نيروهای پيرو انديشه شريعتی به اين جريان ملحق شوند و از سوی ديگر ارتجاع مذهبی حاکم نسبت بدان حساستر گردد . حرکت علنی آرمان مستضعفين تا مقطع خرداد سال 1360 ادامه داشت . فضای سياه استبدادی پس از خرداد سال 1360 و موج دستگيريها ، اعدامها و تعقيب و مراقبتها نهايتا باعث گرديد تا رهبران و اعضای موثر اين سازمان در آبان ماه همان سال جملگی در يورشی که توسط رژيم مذهبی انجام گرفت دستگيرگشته و روانه زندان شوند . اگرچه اين افراد در آبانماه دستگيرشدند اما خبررسمی اين دستگيريها در بهمن ماه همان سال اعلام گرديد . برخی از اعضای اين سازمان توسط رژيم اعدام گشتند و برخی ديگر به حبسهای درازمدت و شکنجه های طولانی گرفتار شدند . بعد از ضربات نظامی توسط رژيم ايران عليه اين جريان نوپا ، ارتباط رهبری با بدنه های تشکيلاتی و ... قطع گرديد و هيچگاه هم مجددا وصل نشد ، زيرا استبدادی خشن سراسر جامعه را فرا گرفته بود . بخشی از نيروهای تشکيلاتی و هواداران پس از گذر از شرايطی دشوار و فعاليتهای پراکنده در مناطق مختلف ايران با محملهای گوناگون ، به خارج از کشور مهاجرت نموده و تعدادی از آنها توانستند جمعی را تحت عنوان هواداران آرمان مستضعفين در خارج از کشور در تابستان سال 1366 بوجود آورند . 2- مواضع : مواضع عقيدتی – سياسی آرمان مستضعفين که از طريق نشر جزوات و نشريات و نيز اطلاعيه ها اعلام ميشد به قرار زيرميباشد ؛ الف – مواضع عقيدتی : آرمان مستضعفين توانست آثاری قابل توجه در عرصه عقيدتی از خويش برجای بگذارد و بخشی از تعاريف عقيدتی شريعتی را تدوين نمايد که در ادامه همين نوشته اسامی آنها آورده ميشود . اين سازمان از ميان مجموعه متدهائی که شريعتی برای تدوين مکتب اعتقادی خويش انتخاب کرده بود ، متد هندسی را مبنای کار عقيدتی – سياسی خويش قرار داد که در آن توحيد به مثابه جهان بينی ، سنگ زيربنای اين مکتب ناميده شد و فلسفه انسان ، جامعه و تاريخ برمبنای درکی توحيدی تفسير شد . اين جريان که در ميان اسلامهای موجود در جامعه به شکل خاصی از بينش اسلامی اعتقاد داشت ، آنها را به سه نوع دسته بندی کرد ؛ 1- اسلام ارتجاعی و دگم . 2- اسلام انطباقی . 3- اسلام تطبيقی . - اسلام ارتجاعی و دگم : اين اسلام را از آن جهت دگم و ارتجاعی ميدانست ، که هيچگونه تحول پذيری در عرصه بينشی درآن امکان پذير نيست و طرفداران آن با مبانی ارزشی مکتب برخوردی قهقرائی و دگم دارند و ميخواهند با اسلام همانگونه برخورد کنند که در 1400 سال پيش در عربستان و دريک شرايط تاريخی خاص پياده شده بود . در واقع طرفداران اين گونه اسلام مبانی ارزشی اسلام نظير ؛ برابری و آزادی و ... را تابع احکام ميدانند و آن احکام را نيز ثابت ميپنداند . در حاليکه بخش اعظم احکام اسلامی خود احکامی اجتماعی و قابل تغييرند و بنابه اقتضای جامعه و مبانی ارزشی مکتب بايد تغيير کنند . در واقع اسلام ارتجاعی و دگم خواهان انطباق محکمات ( ارزشها ) ، بر متشابهات (احکام)، ميباشند و از آنجائيکه ارزشها ظرفيتی به مراتب فراتر و جهان شمول تر از احکام دارند و احکام نميتوانند ارزشها را حمل کنند ، مگر اينکه متناسب با ارزشها و اقتضای زمان تغيير کنند . بنابراين حالت دگم و ارتجاعی به خود ميگيرند و شکلی از واپسگرائی بوجود ميايد . در واقع در اسلام ارتجاعی اين ارزشها ( نظير توحيد ، برابری و آزادی ) ، نيست که مبانی محسوب ميشوند ، بلکه اين احکامند که به جای بنيادها و مبانی قرار ميگيرند و حالتی دگم و تابوئی پيدا ميکنند و باعث ميشوند که ارزشها نيز مسخ گردند . بعنوان مثال امکان ندارد که در قرن بيست و يکم و در عصر تکنولوژی و سرمايه داری پيچيده و امپرياليستی ، با احکام فقه سنتی که مربوط به دوره کشاورزی و برده داری است ، مناسباتی توحيدی و برابری طلبانه ايجاد کرد . آن احکام حتی در زمان حيات پيامبر اسلام و خلفا و امامان شيعه در حال تغيير بودند چه رسد به دوره کنونی که شرايط به مراتب پيچيده تر است . از همين جنبه بود که آرمان مستضعفين ، ارتجاع مذهبی را به لحاظ اعتقادی بزرگترين دشمن اسلام ميدانست و معتقد بود که در عرصه عقيدتی و مکتبی بايد با آن شديدا مرزبندی گردد . - اسلام انطباقی : نوع ديگر اسلام موجود در جامعه ما اسلام انطباقی است . طرفداران اين گونه اسلام خواهان انطباق مبانی ارزشی اسلام بر احکام متغير آن هستند. اينان براين باورند که بايد احکام ارزشی بر احکام متغير در اجتماع منطبق شود . در واقع اين احکام متغير اجتماع يعنی مقتضيات زمان و مکان به لحاظ تاريخی است که جايگاه ارزشها را تعيين مينمايد و ارزشها لزوما بايد آنرا توجيه و تفسير نمايد و اگر توان چنين کاری را ندارند و يا اينکه به لحاظ ارزشی و اخلاقی با آن در تعارض قرار ميگيرند ، نبايد به مبانی تکيه کرد ، بلکه مبنا همين مقتضيات زمان و عوامل متغير در جامعه ميباشد . لذا بايد تلاش کرد که لباس ارزشها يا مبانی را به هرطريقی بر قامت تغيير و تحولات زمان اندازه کرد و پوشاند . در اين اسلام ، ارزشها هميشه حالت انطباقی دارند . در اين رابطه اگر لازم باشد ميتوان سروته ارزشها را زد تا در خدمت توجيه وضع موجود درآيند . حال چه اين وضع ثابت باشد و چه متغير ، اصل انطباق اين ارزشها براوضاع اجتماعی است . اگر طرفداران آن در حکومت باشند ، ارزشها بايد وضع موجود را توجيه کنند و اگر در اپوزيسيون باشند بايد وضعی را که اپوزسيون درصدد ايجاد آن است توجيه نمايد . به همين خاطر پس از مدتی از اينگونه اسلام چيزی در عرصه ارزشها باقی نميماند . زيرا شکلی کاملا عملزده ( پراگماتيستی ) ، و مصلحت گرايانه پيدا ميکند . بعنوان مثال يکبار مصلحت است که انقلاب ايدئولوژيک شود ، يکبار مصلحت است که روابط بين المللی با مجامع امپرياليستی برقرار شود ، و يا يکبار مصلحت است که با صدام حسين همدست شد و نهايتا مصلحت در اين استکه سرمايه داری تائيد شود . برخی نيز امروز به اين فکر افتادند که برای حفظ تماميت ارضی و وحدت ملی بايد به تقويت رژيم مذهبی پرداخت . در همه اين شرايط احکام ارزشی مکتب بايد بتواند توجيه گر باشد . طرفداران اينگونه اسلام در ميهن ما از نظر آرمان مستضعفين ، ليبرالهای مذهبی و مجاهدين خلق هستند . _ اسلام تطبيقی : اسلام تطبيقی درک و تفسيری جدا از درکهای فوق در رابطه با اسلام دارد . طرفداران اينوع بينش با تکيه بر ارزشهای انسانی و اجتماعی ناشی گشته ازمکتب نظير توحيد ، با احکام متغير اسلام و اجتماع برخورد مينمايند . اين گرايش معتقد استکه احکام متغير اسلامی و اجتماعی تنها در کادر مبانی ارزشی قابل توضيح و تفسير هستند ، بنابراين احکام غيرتوحيدی و ضد برابری و رستگاری انسانها نميتوانند احکامی درست و اصولی باشند، بلکه جهتی غير توحيدی دارند . در واقع فرق نظرات اين جريان با جريانات فوق در اين استکه از يکسو معتقد است که احکام اسلامی ثابت و لايتغير نيستند و بايد متناسب با شرايط متغير و روبه روشد اجتماع تغيير کنند و از سوی ديگر تغيير احکام را براساس ميزان انطباقشان با ارزشها و مبانی ارزشی قابل قبول ميداند . بعنوان مثال ؛ اين گرايش نميتواند سرمايه داری را که نظامی ضد توحيدی و استثماری است و با برابری و نيز رهائی انسان تضاد دارد ، نظامی مترقی و انسانی بنامد . هرچند اين نظام برحسب ظاهر ديناميک و پويا باشد. و مثلا منطبق باشد با شرايط رو به رشد جامعه ، بلکه مناسباتی را اصولی و انسانی ميداند که يک پا در ارزشهای مکتب و يک پا در واقعيت رو به رشد جوامع داشته باشد . در واقع طرفداران اين طرز تفکر با پذيرش عمل جهت دار(پراکسيس)، قوانين تکامل و تغيير و تحولات اجتماعی با آنها برخورد مينمايند . به همين خاطر اين گرايش از يکسو با ارتجاع مذهبی و اسلام دگم به خاطر اينکه احکام را ثابت و لايتغيرميداند و ارزشها را تابع احکام ثابت ، مرزبندی عميق دارد و از سوی ديگر با آنهائيکه مبنا را تنها احکام متغير ميدانند و جهت را نيز به صورت عمل زدگی ( پراگماتيستی ) ، از احکام متغير ميگيرند و ارزشها را تابع احکام ميدانند و نهايتا به نوعی مصلحت گرائی دچار ميشوند ، مرزبندی مينمايد . آرمان مستضعفين خود را طرفدار سيد جمال الدين اسدآبادی ، علامه اقبال لاهوری و دکتر علی شريعتی ميدانست. يعنی طرفدار اسلام تطبيقی که توسط اين انديشمندان مطرح گرديده بود . ب – مواضع سياسی : اين جريان مواضع سياسی خويش را بدين صورت طرح کرده است ؛ 1- مخالفت با استعمار ، استثمار و استحمار . 2- مخالفت با امپرياليزم که مليتها را تجزيه ميکند و انسان را دوقطبی و استثمار را تشديد و فقرو فساد و حق کشی را هميشگی ، طبيعی و روزافزون ميسازد . 3- مبارزه آزادی بخش فکری و فرهنگی برای آزادی انسان از منجلاب متعفن سرمايه داری و استثمار طبقاتی و نجات عدالت اجتماعی از چنگال خشن و فرعونی ديکتاتوری مطلق مارکسيسم دولتی و نجات مکتب اسلام از قبرستان مرگ آميز و تيره ارتجاع مذهبی . 4- مخالفت با ديکتاتوری فردی ، فکری ، مذهبی و طبقاتی که رشد آزاد انديشه و خلاقيت انسان را ميکشد و آنرا به جمود ميکشاند . 5- مخالفت با بينش رايج مذهب سنتی که خودآگاهی و رشد يابندگی را از انسانها ميگيرد . 6- مخالفت با مارکسيسم دولتی که تعميم بورژوازی است از يک طبقه به اندام جامعه و سلطه فراگيرنده و همه جانبه و پايان ناپذير دولت . 7- مخالفت با اگزيستانسياليزم ماترياليستی سارترگونه که در نهايت انسان را به پوچی و جهان را به عبث ميکشاند . 8- تحقق اهداف خويش را دراين زمان نه توسط تفنگ و نارنجک ميدانيم و نه توسط ميتينگ و داد و قال و نه توسط سياست بازيهای رايج که حقيقت را فدای مصلحت ميکند ، نه با تقليد و عمل به رساله های عمليه و فتاوی مراجع رسمی و نه نقل و قولهای مارکس ، انگلس ، لنين ، مائو و جياب و ... بلکه فقط در يک کلمه و آن اينکه ابلاغ ، و سلاحمان ؛ قران و نهج البلاغه و سنت ! 9- حربه ما و شعار و تکيه گاهمان در مبارزه با استعمار و امپرياليزم سرخ ( سوسيال امپرياليزم ) ، و سياه (امپريالسم)، مليت و ايرانيت است . 10- حربه ما و شعار ما و تکيه گاهمان در مبارزه با سلطه فرهنگی غرب بازگشت به تاريخ و فرهنگ خودمان (بازگشت به خويشتن ) ، است . 11- در برابر ايدئولوژی مارکسيسم ، اگزيستانسياليسم و همچنين در برابر مذهب ارتجاعی و سنتی ، شعارمان و تکيه گاهمان اسلام راستين محمد و علی است . 12- ما نه به اين تقسيم بندی جهانی که ميگويند امريکا و اروپا بعنوان قطب واحد سرمايه داری و شوروی و چين و اروپای شرقی بعنوان قطب واحد کمونيسم و امريکای لاتين و افريقا و آسيا را که نه به مرحله سرمايه داری رسيده و نه به مرحله کمونيسم ، قبول داريم و نه اين تقسيم بندی را که ميگويند امريکا – اروپای مستقل از امريکا – چين ، شوروی و قدرتهای مستقل و مترقی دنيای غير متعهد . ما تنها به يک تقسيم بندی جهانی اعتقاد داريم ، آنهم تقسيم جهان به دوقطب جهان سير و جهان گرسنه . 13- ما معتقديم که تمامی بدبختيها و حکومتها و پريشانيهای ملل گرسنه نه استبداد است ، نه استعمار و نه استثمار ، اينها همه معلولند و علت دوتا است : 1- استحمار . 2- استحمار . استحمار بردوگونه است، استحمار کهنه و استحمار نو . 14- ما معتقديم که وظيفه پيشگامان مردمی ، مسلح بودن به يک بينش انتقادی است که آنها را نسبت به وضع موجود معترض و نسبت به وضع مطلوب معتقد ميسازد . اما بينش انتقادی نيز به تنهائی کافی نيست و بايد بينش اعتقادی نيز داشته باشيم . زيرا اگر صرفا بينش انتقادی داشته باشيم بصورت يک آنارشيست در ميائيم . 15- ما معتقديم استبداد روحانيت موحش ترين و زيان بارترين نوع استبداد در طول تاريخ است . 16- ما معتقديم که تا زمانيکه اداره دولت موقت انتقالی در دست تحصيل کرده ها ( تکنو – بورکراتها ) ، باشد و اينان به نيابت از توده مردم ، مسير نهضت را تعيين کنند و رهبری مردم بدست خود مردم سپرده نشود ، استمرار انقلاب غير ممکن است . ج – ديدگاه اقتصادی : آرمان مستضعفين به پيروی از معلم شريعتی ، سوسياليسم را بهترين و متعالی ترين سيستم اقتصادی ميدانست و بدان باور داشت . اين سازمان با تاکيدهای مکرر بر سوسياليزم توحيدی ، مرز اسلام خويش را با ديگراسلامهای موجود روشن نمود و معتقد بود که تداوم اسلام حقيقی پس از رحلت محمد ( ص ) تنها در ارائه جهت گيری روشن طبقاتی امکان پذير بود و اسلامی که جهت گيری طبقاتی روشنی به نفع مستضعفين و برپائی قسط و نظام برابری طلبانه نداشته باشد ، اساسا اسلام نيست . در واقع برای سازمان ملاک واقعی اين مسئله که چه کسی اسلامی و مسلمان است ، طرح جهت گيری طبقاتی و مبارزه طبقاتی بوده است . به همين دليل در يک مجموعه اقتصادی تحت عنوان « برپائی اقتصاد مستقل از کدامين راه ؟ » و « اسلام ؛ سوسياليزم يا سرمايه داری » ديدگاه خود را روشن نمود . د – ديدگاه تشکيلاتی : آرمان مستضعفين بعنوان جريانی عقيدتی – سياسی به شکل خاصی از تشکيلات اعتقاد داشت . نوع سيستمی که آرمان در رابطه با تشکيلات طرح کرد ، به انسان بخاطر اينکه موجودی آزاد ، آگاه و آفريننده است جايگاه خاصی داد . در اين سيستم تشکيلاتی ، انسان ( فرد تشکيلاتی ) ، 1- براساس مسئوليت عمل ميکند نه وظيفه . 2- فکر بر عمل تقدم دارد ، يعنی فرد بايد اول دارای فکر باشد تا وارد تشکيلات شود . 3- انگيزه ورود به تشکيلات ميبايست « عشق » باشد نه انگيزه های ديگر و يک فرد تشکيلاتی ميبايست سرشار از عشق به توده ها و آرمانهای مردمی باشد . اين سازمان همچنين اعتقاد داشت که رابطه فرد و تشکيلات ميبايست رابطه ای ديناميک و پويا باشد و هيچکدام از اين دو نبايد ايستا و غير پويا باشند . افراد با پويائی خويش تشکيلاتی پويا ايجاد مينمايند و تشکيلات پويا ميتواند در بستر خويش افراد را پوياتر نمايد و در يک رابطه متقابل با يکديگر، همديگر را بارور نمايند . سيستمی را که سازمان برای ايجاد چنين تشکيلاتی و پرورش چنين افرادی ارائه ميدهد ، سيستم سانتراليزم – دموکراتيک ميباشد . اگر چه اين سيستم دارای کارائی بيشتری نسبت به ديگر سيستمهای تشکيلاتی است ، اما در عمل ثابت گرديد که قدرت حمل محتوای ديدگاه سازمان را نسبت به انسان و تشکيلات نداشت و در واقع قالب و محتوا هماهنگ و همساز نبود . آرمان مستضعفين ديدگاه تشکيلاتی خويش را در مجموعه ای بنام « انسان – تشکيلات _ مرکزيت » ارائه داده است . 3- منابع و آثار منتشر شده ؛ در اينجا به ذکر آثار منتشر شده سازمان ميپردازيم . 1- مباحث عقيدتی : شناخت نگرش توحيدی ؛ بخش اول - الف – وحی . ب – خداشناسی در رابطه ديالکتيکی جهان بينی توحيدی و ايدئولوژی اسلام . ج – جهان بينی و اسلام . د – نقش توحيد و معاد در حرکت پيامبران . ه – معاد بازتاب حرکت اين جهانی انسان . و – حرکت . بخش دوم – الف – تضاد و حرکت . ب – عامل حرکت در جامعه توحيدی . ج – شناخت نگرش توحيدی شامل ؛ حدوث و قدوم، وجود و ماهيت ، توحيد علمی يا توحيد فلسفی ، توحيد علمی يا توحيد فلسفی : کدامين . تبين ارگانيزم خط فکری : سلسه بحثهائی پيرامون شناخت خط فکری . مبحث اول : - تفاوت خط فکری از خط معلوماتی . – جهان بينی فلسفی ، مقوله اول فلسفيات . مبحث دوم : چگونه ميتوان به خط فکری دست يافت . مبحث سوم : تبين ارگانيزم خط فکری . مبحث چهارم : تحليلی از مناسک حج . سلسه درسهای نحج البلاغه درس اول : ضرورت طرح کويريات در شرايط کنونی . درس دوم : مقدمه ای بر خطبه عبادلله . درس سوم : نقش عبوديت الله در شناخت خود . رمضان ماه تقوا و تقدير و هدايت . نماز ارزيابی نفسانی : الف – ارزيابی نفسانی . ب – خودبينی و درک خود . ج – خود سازی مکتبی . دشمنان مردم کيانند و دوستان آنان کدام ؟ بخش اول ؛ فصل اول : تکوين شبهه . فصل دوم : عملکرد شبهه . فصل سوم : مبارزه با شبهه . بخش دوم ؛ فصل اول : ويژگيهای يک جامعه انحرافی . فصل دوم : دشمنان مردم کيانند . فصل سوم : دوستان آنها کدام . 2- مباحث مربوط به متدولوژی روش يا متد ، مانيفست اسلامی ؛ پراکسيس انسان ساز است يا پراگماتيسم ؟ الف – روش يا متد . ب – مانيفست اسلامی . ج – ديالکتيک اسلامی : کور يا روشن . د – ديالکتيک کور يا ديالکتيک روشن . ه – پراکسيس انسان ساز است يا پراگماتيسم . ديالکتيک در بستر واقعيت فصل اول : با تضادهای اجتماعی چگونه برخورد کنيم . فصل دوم : وحدتهای تاکتيکی در برخورد با تضادها . فصل سوم : تضاد خلق – امپرياليسم يا کار – سرمايه ، کدام را عمده ميدانيم ؟ فصل چهارم : ديالکتيک در بستر واقعيت . فصل پنجم : چه تحليلی از تضادهای عمده ، اصلی و فرعی داريم ؟ کدامين اسلام ؟ الف – کدامين اسلام . ب – گامی فراپيش در راه بارور ساختن متد هندسی او . ج – طالقانی سنگری که مستضعفين از آن بر امپرياليزم – ارتجاع شوريدند . د – چگونه با مکتب زندگی کنيم . ديناميزم ارتجاع از ديدگاه قران الف – ديناميزم ارتجاع از ديدگاه قرآن . ب – سير پيدايش مستضعفين از ديدگاه قرآن . ج – روش در گرو نگرش . د – مرزبندی با شبهه . ه – بررسی ديالکتيک تاريخی از ديدگاه قرآن . و – رابطه مذهب با ارگانهای زيربنائی اجتماع . ز – انقلاب فرهنگی با کدامين فرهنگ ، اسلام دگماتيسم يا اسلام تطبيقی ؟ 3- مباحث سياسی استراتژی سياسی - دلائل مسخ ماهيت انقلاب . - آيا دولت کنونی را ضد خلقی و وابسته به امپرياليزم ميدانيم ؟ - چگونگی سوق يافتن يک انقلاب به سوی ارتجاع و راههای مقابله با آن . - چرا استراتژی پيام را برگزيده ايد . - سخنی با هواداران . - وحدت درون خلقی لازمه حياتی يک انقلاب و چگونگی ايجاد آن . - در کجای راهيم . - رهنمودهائی در مورد تهيه شيوه گزارش از روستاها و کارخانه ها . - مبارزات پارلمانتاريسم مانعی در راه خودآگاهی توده ها . - مشارکت در امر انتخابات گامی در جهت افزايش شبهه . - راه وسط چيست و برکدامين آرمان استوار است . - نامه سرگشاده به پيشگاه خلق بپاخواسته ايران . - چگونه کاروان انقلاب را در بستر راستينش به پيش ببريم . - سخنی در باب ضرورت تحليلهای سياسی در آرمان . - از حرکتها و فعاليتهای جديد خويش چه انگيزه و هدفی را پی ميگيريم . - امت وسط ، امتی که اسلام را وسيله رفتن ميداند نه هدف رفتن . - جايگاه پيشگام نسبت به حرکت توده ها . - قرآن ، راهنمای عمل در بستر واقعيت . - مبارزه مکتبی گامی در جهت تداوم و استمرار انقلاب . - کند و کاوی پيرامون مغلطه کنونی ليبراليزم . - جبهه متهد ضد امپرياليستی ؛ نيروی سوم بر مبنای راه سوم . - وحدت استراتژيک نيروها برای مقابله با امپرياليزم ، استبداد – ارتجاع ، امری لازم است اما کافی نيست. 4- مباحث اقتصادی برپائی اقتصاد مستقل از کدامين راه ؟ سيستم اقتصادی تطبيقی ، انطباقی يا دگم ؟! - اسلام : سوسياليزم يا سرمايه داری ؟ کدامين ؟ - تحليلی از وضعيت و ترکيب طبقاتی ايران از دوران امير کبير تا کنون . - تحليلی از روند تاريخی و افول کشاورزی و دامداری در ايران در نيم قرن اخير . - تحليلی از اوضاع کشاورزی ايران در وضعيت کنونی و چگونگی حل معضلات آن . - بازار و اسلام . - پرولتاريا ، ضامن اجرای انقلاب اصيل مکتبی . - چگونگی پيدايش و رشد طبقه کارگر در ايران . - تعاونيها بستر ساز سوسياليسم . - توليد و استقلال . 5- مباحث تشکيلاتی انسان ، تشکيلات و مرکزيت فصل اول ؛ انسان – تشکيلات – مرکزيت . بخش اول : تشکيلات چيست ؟ بخش دوم : چرا به تشکيلات نيازمنديم ؟ بخش سوم : انسان و تشکيلات . فصل دوم ؛ انحرافات تشکيلات . بخش اول : پيامدهای سکتاريسم در حرکت پيشگام و راههای مقابله با آن . بخش دوم : آنارشيسم و روشهای مبارزه با آن . بخش سوم : دگماتيسم مانعی در راه تاثير پذيری و اثر گذاری انسان . قسمت اول – دگماتيسم آفتی است انسانی . قسمت دوم – ماهيت ، علل پيدايش و انواع دگماتيسم . قسمت سوم – نمودارها ، زيانها و روش مبارزه با دگماتيسم . بخش چهارم : اپورتونيست و ريشه های تکوينی آن . قسمت اول – اپورتونيسم و تکوين آن . قسمت دوم – اپورتونيسم و تشکيلات . قسمت سوم – اپورتونيسم در جامعه . فصل سوم : رابطه تشکيلات با انسان . فصل چهارم : هماهنگی شالوده جياتی تشکيلات و چگونگی ايجاد آن . فصل پنجم : تحليلی از چگونگی نقش تشکيلات در حرکتهای مبارزاتی مسلمانان از ديدگاه قرآن . بخش اول – انگيزه حرکت . بخش دوم – تشکيلات پل انتقال فکر . چگونگی شکل گيری فعاليت هواداران آرمان مستضعفين در خارج از کشور : پس از دستگيری رهبران و اعضای آرمان مستضعفين در آبانماه سال 1360 رابطه مرکزيت سازمان با هواداران آن بکلی قطع گرديد . اين گسست ارتباط باعث شد تا هواداران هر کدام بنا به تحليل خود از شرايط و توان عملی خويش اقدام به سلسله فعاليتهای پراکنده در استانهای مختلف ايران بنمايند . بخاطر وجود استبداد مذهبی و نيز محدوديت امکانات از يکسو و در حبس بودن اعضای مرکزيت و کادرهای مجرب سازمان از سوی ديگر ، شکل گيری فعاليتی متمرکز امکان پذير نبود . بنابراين برخی از هواداران سازمان در گذر از شرايطی سخت و دشوار و کسب تجارب فردی در ستيز با رژيم حاکم و نهايتا تحت تعقيب بودن توسط نيروهای امنيتی ، از کشورخارج شدند. برخی از نيروهای خارج شده که انگيزه و تجارب حرکتی بالاتری داشتند در صدد برآمدند تا حرکت سازمان را در خارج از کشور ادامه دهند . اين افراد با دشواريهای فراوان نهايتا موفق شدند تشکل شورای هواداران آرمان مستضعفين در خارج از کشور ، را در تابستان 1366 بوجود آورند . اين تشکل به دليل اينکه اکثرا بافت هواداری داشته است و رهبران و اعضای اوليه سازمان جملگی دستگير شده بودند ، بخاطر مسائل حقوقی و حقيقی از گذاشتن نام سازمان يعنی آرمان مستضعفين بر فعاليت جمعی خويش اجتناب کردند . و اسم هواداران را بر خود نهادند . شورای هواداران آرمان مستضعفين به پيروی از انديشه سازمان و اصالت دادن به فکر و انديشه در رابطه ای تنگاتنگ با عمل و مبارزه ، برگزاری کلاسهای آموزشی و پرورش فکری نيروها را در دستور کار خويش قرار دادند . به همين خاطر درصدد برآمدند تا جزوات و نشريات به جای مانده از سازمان را که با مشکلات زيادی جمع آوری کرده بودند ، مجددا تجديد چاپ نمايند تا اين ميراث فکری همانند ميراث فکری معلم شريعتی از گزند روزگار و گذر زمان محفوظ بماند و در ضمن امکان آموزش مجدد آنها وجود داشته باشد . در واقع آثاری که قبلا از آنها نام برديم محصول يکی از فعاليتهای هواداران در خارج از کشور بوده است . از ديگر فعاليتهای هواداران درخارج ازکشور ، پرورش نيرو در بستر آموزش فکری ، فعاليتهای عملی و تبليغی عليه امپرياليزم و رژيم مذهبی حاکم برايران بوده است . در واقع تشکل هواداران در خارج از کشور براين باور بود که پرورش نيرو ، آموزش فکری ونيز فعاليتهای عملی و تبليغی در دفاع از مبارزات مردم ايران و عليه دشمنان توده ها ميتواند از جمله فعاليتهای پشت جبهه ای اين جريان باشد . فعاليتهای انتشاراتی : تشکل هواداران در خارج از کشور مدتی پس از شکل گيری به اين نتيجه رسيد که اقدام به انتشار ارگان جمعی بنمايد . به همين دليل نشريه پيام مستضعفين را انتشار داد . پس از مدتی طی يک جمع بندی از سوی تشکل اين نتيجه حاصل شد که انتشار نشريات پيام مستضعفين برای مدت يکسال قطع گشته و مجددا با شکل و کيفيتی بهتر منتشر يابد . بنابراين نشريه جديد با نام پيام رهائی منتشر گرديد . اين نشريه انعکاس دهنده مواضع سياسی و عقيدتی تشکل ميبود و جايگاه ويژه ای در خارج از کشور دارا بود . زيرا درآن هنگام در سطح پيروان خط شريعتی در خارج از کشور ، نشريه ای که دارای مواضع سياسی مشخص و خط حرکتی معينی باشد وجود نداشت . همچنين شورای هوادارن آرمان مستضعفين درخارج از کشور اقدام به انتشار نشريه ای به نام رنسانس نمود . هدف اصلی از انتشار اين نشريه تئوريک ، زمينه سازی جهت همکاری با ديگر هواداران راه معلم شريعتی در خارج ازکشور بوده است . اما بنا به دلايلی امکان چنين همکاری ای بوجود نيامد . بنابراين پس از انتشار 6 شماره از رنسانس ، با صدور اطلاعيه ای انتشار آن قطع گرديد . مواضع عقيدتی : شورای هوادارن آرمان به پيروی از شريعتی و آرمان مستضعفين طرح هندسی را مبنای کار عقيدتی خويش قرار داده بود و برمبنای همين طرح مواضع عقيدتی خويش را تا حد زيادی تدوين کرد . در واقع مواضع عقيدتی شورای هواداران، همان مواضع عقيدتی معلم شريعتی و سازمان رزمندگان پيشگام مستضعفين بود . يعنی ؛ توحيد بعنوان پايه و زيربنای اعتقادی محسوب ميشود . و فلسفه انسان ، اجتماع و تاريخ برمبنای آن تفسير ميگرديد. دراين رابطه برخی از مفاهيم و موضوعات عقيدتی که ناروشن و يا مبهم باقی مانده بود ، بر روی آنها تحقيقات مجدد انجام گرفت تا دارای انسجام مشخص تری باشند . اين تشکل بعنوان جريانی اعتقادی – سياسی ، انسجام اعتقادی را برای فعاليت سياسی و اجتماعی امری ضروری و اساسی ميدانست . مواضع سياسی : شورای هوادارن ، همانند آرمان مستضعفين تقسيم بندی تضادها را بشکل زير انجام دادند ؛ امپرياليزم بعنوان دشمن عمده خلقها ، ارتجاع مذهبی بعنوان دشمن اصلی و ليبرالها اعم از لائيک و مذهبی ، دشمن فرعی توده ها محسوب ميگشتند . اين شورا همچنين گرايشات زيررا که در جنبش سياسی ايران فعاليت مينمودند ، بعنوان دشمنان فرعی خلقها محسوب ميکرد ؛ سلطنت طلبان را بعنوان ضد انقلاب مغلوب ميشناخت که در حال حاضر بخاطر نداشتن قدرت سياسی به عنوان دشمن فرعی توده ها محسوب ميشوند. در اپوزسيون سياسی ميتوان ازگروههائی همچون حزب توده ، تشکيلات مجاهدين خلق درعراق وحزب کمونيست کارگری نام برد! مجاهدين خلق که در زمان حيات سياسی آرمان مستضعفين ، از جمله دوستان توده ها محسوب ميشدند ، به خاطر اينکه بکلی از مواضع پيشين همچون ، سوسياليزم ، آزادی و حاکميت توده ها ، منحرف گشته اند دراين دسته قرار ميگيرند و نيزحزب کمونيست کارگری درهماهنگی تبليغی با امپرياليسم برعليه اسلام ( که خود فرهنگ توده ها و نيز ايدئولوژی رهائی بخش خصوصا برعليه استعمار ميباشد ) ، دارای عملکردی ارتجاعی و ضد مردمی ميداند . اين شورا همچنين جريانات طيف توده ای را جز دشمنان فرعی توده ها ميداند که پس از فروپاشی شوروی گرايش شديدی به سوسيال دموکراسی غرب و نهايتا سرمايه داری پيدا کرده اند . اين شورا عليرغم اينکه همانند آرمان مستضعفين و معلم شريعتی با مارکسيسم دولتی مرزبندی عميق داشت ، جريانات مارکسيستی را که کماکان به حاکميت طبقه کارگر ، سوسياليزم و دموکراسی شورائی يا مستقيم اعتقاد دارند و به فرهنگ مذهبی توده ها در مبارزه توجه ميکنند ، جز دوستان مردم ميدانست و خواهان همکاری های تاکتيکی با جريانات فوق بود . شورای هوادارن آرمان هم چنين براين باور بود که راديکاليسم خط شريعتی از نقطه نظر طبقاتی ، در شرايط فعلی بيش از هر موقع ديگری دچار استحاله به سمت ليبراليزم قرار دارد . به همين دليل به مواضع سوسياليستی ، ضد امپرياليستی و ضد ارتجاعی شريعتی و سازمان تاکيد فراوان داشت . مواضع اقتصادی : شورای هواداران به لحاظ اقتصادی به سوسياليزم نوع توحيدی اعتقاد داشت و معتقد بود که سوسياليسم تنها سيستمی استکه ميتواند بشريت را به جاده واقعی برابری و آزادی رهنمون شود . در واقع سوسياليزم ، دموکراسی شورائی و عرفان از جمله مبانی مورد باور شورای هواداران بود . سيستم تشکيلاتی : شورای هواداران بر اين باور بود که سيستم سانتراليزم – دموکراتيک نميتوانست قالبی مناسب برای محتوای توحيدی باشد و تعاريفی که از انسان براساس درک توحيدی به عمل ميايد ، نميتواند در اين قالب تشکيلاتی تحقق پذير باشد. بنابراين تنها سيستم شورائی ، بعنوان قالبی مناسب برای محتوای توحيدی فعاليت تشکيلاتی ميتواند محسوب شود . پس اين شورا در عرصه فعاليت جمعی و تشکيلاتی به سيستم شورائی تکيه نمود و سيستم سانتراليزم – دموکراتيک را سيستمی وارداتی که با روح تفکر توحيدی همخوانی ندارد ، ارزيابی کرد . دلايل توقف فعاليت تشکيلاتی شورا هواداران آرمان مستضعفين در خارج از کشور : تشکل هواداران آرمان مستضعفين فعاليت تشکيلاتی خويش را از سال 1987 با نطفه بندی هسته اوليه در خارج از کشور آغاز نمود . اين تشکل با اعتقاد به سبک کاری که سازمان رزمندگان پيشگام مستضعفين به پيروی از تئوری سياسی شريعتی داشت فعاليت خود را شروع کرد . فعاليت اوليه تشکل جمع آوری و انتشار مجدد منابع سازمان بود، پس از مدتی درکنار اين فعاليت محوری سه نوع فعاليت ديگر در جمع شکل گرفت . 1- برگزاری کلاسهای آموزشی . 2- فعاليتهای سياسی و عملی . 3- انتشار نشريه و اطلاعيه ها . تشکل ما توانست فعاليت در اين سه عرصه را به شکل ارگانيک و سازمان يافته پيش ببرد . تمامی اين فعاليتها که به منظور کادرسازی و تبليغ پيام انجام ميگرفت کليه انرژی تشکل را به صورت حرفه ای به خود اختصاص ميداد. در زمينه آموزشی به برگزاری منظم کلاسهای اموزشی در برخی از کشورهای اروپائی و بويژه هلند که وسيعتر و پردامنه تر بود اقدام نموديم . در رابطه با فعاليت سياسی و عملی ، فعاليتهای زيادی جهت افشای دشمنان عمده و اصلی يعنی امپرياليزم و ارتجاع مذهبی به صورت گروهی و به صورت ائتلاف تاکتيکی با جريانات سياسی مترقی به انجام رسانديم . و نهايتا در عرصه انتشاراتی ، نخست اقدام به انتشار نشريه پيام مستضعفين ، نشريه رنسانس ، اطلاعيه ها و اعلاميه ها به مناسبتهای مختلف و نهايتا نشريه پيام رهائی نموديم . در کنار اين فعاليتها توانستيم با برخی از پيروان شريعتی در خارج از کشور نيز در فعاليتهای مشترک شرکت نمائيم ، تا ميزان همگرائی و نزديکيهای سياسی و تشکيلاتی را به محک تجربه بگذاريم . همچنين برگزاری جلسات درونی به منظور تدوين اساسنامه و آئين نامه های انظباطی و تقسيم کارهای اجرائی و عملی بخش زيادی از انرژی اين تشکل را به خود اختصاص داد . مجموعه فعاليتهای فوق باعث گرديد تا نام تشکل شورای هواداران آرمان مستضعفين در خارج از کشور ، به نامی آشنا در سطح جنبش سياسی تبديل شود که مواضع سياسی و فعاليتهای عملی اش دقيقا روشن و با جهت بود . در کنار مواضع سياسی و فعاليتها عملی، جهتگيری طبقاتی و اعتقادی تشکل ما بود که توانست ما را به مثابه جريانی توحيدی که به سوسياليزم و انقلاب اجتماعی اعتقاد دارد در سطح جنبش مطرح نمايد . اگر چه تشکل توانست تا در کنار اين فعاليتهای بسيار گسترده و همه جانبه از طريق انجام مباحثی در رابطه با استراتژی ها جزوه ای بنام استراتژی پيام از ديدگاه ما انتشار دهد، تا از آن طريق آينده اين تشکل را ترسيم نمايد ، اما چند سوال محوری ذهن اعضا و هواداران را به خود مشغول نمود . اين سوالات محوری که بخشا مانع از پيشرفت کارها ميشد به قرار زير بوده است : 1- مسئله حضور ما در خارج از کشور . 2- سبک کار تشکيلاتی . 3- کارکرد ايدئولوژی . همچنين در کنار موضوعات فوق دو سوال کليدی و مهم ديگر مطرح گرديد که عبارت بود از : 1- مسئله تدوين استراتژيها . 2- مسئله داخل کشور و آينده کار تشکل . بخاطر اينکه کليه اعضا و هواداران تشکل ، راه بروه رفت از اين بن بست را پاسخ گفتن به دو سوال فوق ميدانستيم ، ضرورتا تصميم به اصلاح اساسنامه گرفتيم . لذا در سال 1995 در جلسه شورای عمومی ، با اصلاح اساسنامه جديد سه هدف را در دستور کار قرار داديم که به قرار زير بوده است : 1- تدوين و تبيين زمان بندی شده استراتژيهای سه گانه عقيدتی – سياسی و تشکيلاتی . 2- پرورش نيروهای پيشگام . 3- مشخص نمودن وضعيت ارتباط با داخل کشور . به همين دليل فعاليتهای تشکل از سال 1995 تا سال 1997 عمدتا حول تدوين استراتژيها متمرکز گرديد . قبلا از سال 93 تا سال 95 ، سلسله مباحثی پيرامون استراتژی سياسی و تشکيلاتی انجام گرفته بود ، که در رابطه با استراتژی سياسی توافقاتی حول مسئله دوستان و دشمنان انجام گرفت و در رابطه با استراتژی تشکيلاتی نيز اکثر اعضای تشکل ، تشکيلات مبتنی بر سانتراليزم – دموکراتيک را نفی کردند و تشکل شورائی را جايگزين آن نمودند. به همين خاطر پروسه انتقال از سيستم سانتراليزم – دموکراتيک به تشکيلات شورائی را به تجربه گذاشتيم . اما چون به لحاظ تئوريک به مواضع اثباتی جمعی نرسيديم لذا آن مقالات را به صورت نظرات فردی در نشريه رنسانس درج نموديم . متعاقب اين امر برخی از دوستان عنوان کردند که بدون تدوين استراتژی عقيدتی و روشن شدن مباحثی نظير ؛ جهان بينی ، انسان ، جامعه و تاريخ نميتوان استراتژی سياسی و تشکيلاتی واحدی داشت . لذا در فاصله سالهای 1995 تا 1997 ، عمده فعاليتهای درونی ما حول انجام مباحثی در زمينه استراتژی عقيدتی متمرکز گرديد و حتی فعاليتهای آموزشی نيز در همين راستا انجام گرفت . پس از پايان دوره در جلسه نتيجه گيری از مباحث انجام شده متاسفانه نظرات متفاوت ارائه گرديد . برخی اين مباحث را نتيجه بخش ارزيابی نمودند . برخی انجام اين مباحث را ذهنی و تحميلی دانستند و برخی نيز با طرح اين موضوع که چگونه اعضای يک جمع به صورت تحميلی پای مباحثی با اين اهميت ميايند ، در مجموع مسئله تدوين استراتژيهای را شکست خورده يافتند. بدين ترتيب کلاسهای آموزشی و تدوين استراتژيها در دوره بعدی از فعاليتها بکلی حذف گرديد . حتی پيشنهاد برخی از دوستان جهت تدوين استراتژی سياسی با استقبال مواجه نگرديد . - مسئله سبک کار تشکل و آينده آن : تا سال 1995 که تشکل حول جهتگيريهای اعتقادی ، سياسی و تشکيلاتی سازمان فعاليت آموزشی و تبليغی ميکرد، اختلافات جدی در جمع وجود نداشت ، اما زمانی که تشکل ميخواست پايش را فراتر از سازمان و تشکل هواداران بگذارد يکسری سوالات جدی بوجود آمد ، که به قرار زير بود: 1- تدوين استراتژيها و تقدم و تاخر در شروع اين کار ، مثلا عقيدتی باشد يا سياسی و تشکيلاتی و … 2- بحث هويت و اينکه ما کيستيم آيا جريانی سياسی – عقيدتی هستيم يا جريانی فکری – فرهنگی . 3- مسئله داخل کشور و اينکه آيا اين تشکيلات متعلق به داخل است يا به خارج از کشور . 4- در کادر يک تشکيلات شورائی چگونه ميتوان کار عقيدتی – سياسی کرد . در کنار اين سوالات مهم سه گرايش نيز در جمع شکل گرفت ؛ از آنجائيکه جوهر اصلی اختلافات در تشکل ما در وجود همين گرايشات بوده است، لذا چکيده ای از نظرات گرايشات را از زبان صاحبان گرايشات فوق در اينجا نقل ميکنيم و شرح تفصيلی آن در آينده تقديم خوانندگان ميگردد. گرايش اول : کار فکری با جهتگيری اعتقادی را در خارج از کشور ، عمده تر و مهمتر از کار سياسی و کادرسازی تشکيلاتی ميداند . گرايش دوم : معضلات اساسی ما در خارج ازکشور را به قرار زير ميداند : بحران مهاجرت ، شکست استراتژی سرنگونی از بالا ، عدم کاربرد ايدئولوژی مورد اعتقاد ما در خارج از کشور، عدم رابطه اپوزيسيون با داخل کشور بصورت زنده و پويا و نهايتا تاثير يکطرفه تحولات داخل بر روی اپوزيسيون خارج از کشور ، موجب بحران در تشکيلات عقيدتی – سياسی ما در خارج از کشور گرديد . تنها راه حل بحران فوق ارتباط ارگانيک با جامعه ايران ميباشد . گرايش سوم : فقدان فعاليت سياسی – تشکيلاتی منظم و منسجم در خط شريعتی را معضل اصلی خط ميداند و اعتقاد دارد که بايد در اين خط جريان سياسی – تشکيلاتی راديکال ايجاد کرد . اين گرايش برای ايجاد چنين جريانی مسئله جغرافيايی را مطلق نميکند و باور دارد که ميتوان تشکيلات داخل و خارج را بوجود آورد که داخل خط مقدم و خارج پشت جبهه آن است. در آخرين جلسه شورای عمومی تصميم براين شد که با حذف بخش اهداف اساسنامه يعنی تدوين استراتژی و مسئله داخل ، با تکيه به هويت اساسنامه ای فعاليت نمائيم . اما جمع نتوانست بيش از سه ماه بعد از آخرين نشست شورا فعاليت نمايد و اختلافات گسترده تر شد . پس از آن يکسال فعاليتمان متوقف گرديد تا گرايشات به جمع بندی مشخصی برسند . لذا جلساتی برای بررسی گرايشات و امکان کار مشترک برگزار گرديد . اما از آنجائيکه مسئله گرايشات در افراد بسيار جدی بود ، نهايتا نتوانستيم تشکلی که توان حمل اين گرايشات را در خويش داشته باشد ، ايجاد نمائيم . به همين دليل فعاليت تشکيلاتی هواداران آرمان به پايان کار خود رسيد . لذا در نشستی با تاکيد برهويت اساسنامه ای هواداران آرمان مستضعفين ، پايان فعاليت تشکيلاتی هواداران آرمان مستضعفين را در مورخه 25 آوريل 1999 به تصويب رسانديم . نقاط افتراق و نقاط اشتراک در جمع ( تشکل ) آنچه تاکنون عامل عمده انشعابات و اختلافات جدی در احزاب و سازمانهای سياسی بوده است عمدتا در عرصه های اعتقادی ، مواضع سياسی و غيره بود ، اما خوشبختانه اعضای تشکل ما در اين حوزه ها نه تنها اختلاف نداشتند ، بلکه مدام در هر نشستی برآن تاکيد ميورزيدند . جمع در عرصه جهتگيری اعتقادی و مواضع عام سياسی و نيز جهتگيری طبقاتی کاملا مشترک بوده است و بارها و بارها به مسائلی از قبيل اعتقاد به توحيد در عرصه جهانبينی ، اعتقاد به سوسياليزم در عرصه طبقاتی ، و اعتقاد به انقلاب اجتماعی در عرصه مواضع عام سياسی با تکيه بر کارگران و زحمتکشان تاکيد مينمود . اما آنچه عامل اختلاف بود ، مسئله سبک کارها و شيوه انجام رسالتها بود که سه گرايش را در جمع بوجود آورد . ما با خوشبينی نسبت به آينده و با احترام گذاشتن به گرايشات موجود ، تلاش ميکنيم که همچنان برای ايجاد فعاليت يا فعاليتهای مشترک در سه زمينه مشترک اعتقادی ( توحيد ) ، طبقاتی ( سوسياليزم ) ، و سياسی – اجتماعی (انقلاب اجتماعی) ، بکوشيم و از پای ننشينيم . زيرا اگر در مبانی اختلاف نظر نباشد حتی در صورت انجام فعاليتهای مستقل باز هم به هم خواهيم رسيد . اميد است که آينده ای اينچنين در انتظار ما نشسته باشد. به نقل از : ( اطلاعيه شورای سابق هواداران آرمان مستضعفين در خارج از کشوربتاريخ اکتبر/ 1999 ) چرائی بوجود آوردن سايت مشترک توسط گرايشات فوق ؟ پس از انتشار اطلاعيه مذبور ، گرايشات از پای ننشسته و هر کدام براساس باور خويش اقدام به فعاليت نمودند . گرايش معتقد به کار فکری و تئوريک ، به فعاليتهای فکری و فرهنگی خويش ادامه داد و در حوزه هائی که مناسب ميديد فعاليت نمود . گرايش سياسی – تشکيلاتی نيز پس از برگزاری جلسات متعدد ، نهايتا به اساسنامه ای جديد دست يافت و فعاليت سياسی خود را تحت نام سوسياليستهای پيرو خط شريعتی ( در خارج از کشور ) ، شروع کرد. از آنجا که گرايشات فوق معتقد اند که در اصول عام اعتقادی وسياسی هنوز به نظرات شريعتی و آرمان مستضعفين پايبند ميباشند ، لذا تصميم گرفتند که اقدام به گشودن سايتی مشترک بنمايند . اين سايت دربرگيرنده نظرات در دو بخش فکری – فرهنگی و سياسی – تشکيلاتی ميباشد . که تحت نام سوسياليستهای مسلمان ، فعاليتهای خود را منعکس ميکنند .